دنياي حقوقي_سیاسی من
نياز نيمه شبي و دفع صد بلا بكند توفيق و سعادت وصف ناشدني حضور در تشييع جنازه ي عبد صالح عالم رباني و مرجع تقليد تشيع نصيبمان شد. جاي همه ي دوستان خالي.انشا الله كه مقبول افتد به درگاه حق. پ.ن :هيچ باراني جاي تو را نخواهد گرفت.
دلا بسوز كه سوز تو كارها بكند
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت
توسط شیوا سپهري| |
| Design By : Night Skin |
فرازهایی از سخنان رهبر معظم انقلاب در شهریور ماه 1388:اين نكته را بايد در نظر داشت و توجه كرد كه سلوك سياسى اميرالمؤمنين از سلوك معنوى و اخلاقى او جدا نيست؛ سياست اميرالمؤمنين هم، آميختهى با معنويت است، آميختهى با اخلاق است، اصلاً منشأ گرفتهى از معنويت على و اخلاق اوست. سياست اگر از اخلاق سرچشمه بگيرد، از معنويت سيراب بشود، براى مردمى كه مواجه با آن سياستند، وسيلهى كمال است، راه بهشت است؛ اما اگر سياست از اخلاق جدا شد، از معنويت جدا شد، آن وقت سياستورزى ميشود؛ يك وسيلهاى براى كسب قدرت، به هر قيمت؛ براى كسب ثروت، براى پيش بردن كار خود در دنيا. اين سياست ميشود آفت؛ براى خود سياستورز هم آفت است، براى مردمى هم كه در عرصهى زندگى آنها اين سياست ورزيده ميشود هم آفت است.. در يك جملهاى از حضرت نقل شده كه: «لو لا التّقى لكنت ادهى العرب» اگر تقوا دست و پاى مرا نمىبست، از همهى آحاد و مكاران عرب، مكر و حيله را بهتر بلد بودم. يك جاى ديگر در مقام مقايسهى معاويه با خودش - چون معاويه به دهاء و مكر در حكومت معروف بود - به حسب آنچه كه نقل شده، فرمود: «واللَّه ما معاوية بأدهى منّى» معاويه از من زرنگتر نيست. منتها على چه كند؟ وقتى بناى بر رعايت تقوا و رعايت اخلاق دارد، دست و زبانش بسته است. روش اميرالمؤمنين اين است. تقوا كه نبود، دست و زبان انسان باز است، ميتواند همه چيز بگويد، خلاف واقع ميتواند بگويد، تهمت ميتواند بزند، دروغ به مردم ميتواند بگويد، نقض تعهدات ميتواند بكند، دلبستگى به دشمنانِ صراط مستقيم ميتواند پيدا كند. وقتى تقوا نبود، اينجورى است. ميرالمؤمنين ميفرمايد: من سياست را با تقوا انتخاب كردم، با تقوا اختيار كردم؛ اين است كه در روش اميرالمؤمنين، مكارى و حيلهگرى و كارهاى كثيف و اين چيزها وجود ندارد؛ پاكيزه است.يك جا در اول خلافت، يك عدهاى آمدند دور اميرالمؤمنين - اشاره ميكردند به بعضى - آقا! تكليف اينها را يكسره كن. اصرار ميكردند. اميرالمؤمنين در جواب، اينها را نصيحت به صبر كرد و از جملهى چيزهائى كه فرمود، اين بود: اين نظرى كه شما داريد، يك نظر است. «فرقة ترى ما ترون»؛ يك عده همين نظر شما را قبول دارند. «و فرقة ترى ما لاترون»؛ يك عده حرفى را قبول دارند كه شما معتقد به او نيستيد، او را قبول نداريد. «و فرقة لاترى هذا و لا ذاك»؛ يك عدهاى هم نه آنطرفى و نه آنطرفى، يك نظر سومى دارند. «فاصبروا»؛ صبر كنيد تا اميرالمؤمنين با حكمت كار خود را انجام بدهد. «حتّى ... تؤخذ الحقوق مسمحة»؛ بگذاريد با سماح، با ملاطفت، با ملايمت، حق ذىحق را بگيريم، احقاق حق بكنيم. «و اذا لماجد بدّا فاخر الدّواء الكىّ»؛(4) تا ميتوانيم با تسامح، با سماح، با خوشرفتارى، حق را به حقدار برگردانيم، احقاق حق بكنيم. اگر ديديم چارهاى نماند، زير بار حق نميروند، آن وقت «اخر الدّواء الكىّ». اين يك مثل معروف عربى است؛ «اخر الدّواء الكىّ»؛ يعنى آخرين چاره را ديگر با قاطعيت انجام ميدهيم. تا آنجائى كه ممكن است، با دارو و مرهمگذارى عمل ميكنيم براى اينكه اين زخم را علاج كنيم و شفا بدهيم؛ مرهم ميگذاريم؛ وقتى نشد، آخر كار داغ ميكنيم؛ چارهاى نيست.يكى از خصوصيات اميرالمؤمنين در سلوك سياسىاش اين بود كه از مردم جداً - نه به صورت تعارف - درخواست ميكند كه با او متملقانه حرف نزنند، چاپلوسى نكنند، تصنع در برخورد با او به خرج ندهند. در وسط يكى از خطبههاى اميرالمؤمنين - كه يكى از آن خطبههاى بليغ و عجيب اميرالمؤمنين است - يك نفرى بلند شد، شروع كرد تعريف و تمجيد از اميرالمؤمنين؛ از سخن و از مطالب آن حضرت بنا كرد تمجيد كردن و ثنا كردن بر اميرالمؤمنين. حرفهاى او كه تمام شد، حضرت رو كرد به او، تقريباً به همان اندازهاى كه صحبت كرده بود - آنچه كه انسان توى نهجالبلاغه و در آن مقدارى كه سيد رضى انتخاب كرده، مىبيند - در نصيحت اين مرد صحبت كرد كه با من اينجورى حرف نزنيد. از جمله همين عبارت معروف است: «فلا تكلّمونى بما تكلّم به الجبابرة»؛ آنجورى كه با پادشاهان، با جباران حرف ميزنند، با من حرف نزنيد. «و لاتتحفّظوا منّى بما يتحفّظ به عند اهل البادرة»؛ آنجورى كه ملاحظه ميكنند كه نبادا بدش بيايد، نبادا موجبِ ناخرسندى يا ناخوشايندى فلان جبار بشود - حرفهائى را نميزنند، ملاحظاتى را ميكنند - جلوى من اين ملاحظات را نكنيد. «و لاتخالطونى بالمصانعة و لا تظنّوا بى استثقالا فى حقّ قيل لى»؛ خيال نكنيد كه اگر حرف حقى را به من گفتيد، على از حرف حق شما دلگير خواهد شد. براى او سنگين خواهد آمد؛ اينجور نيست. اين هم يكى از خصوصيات سياست اميرالمؤمنين است.يكى از خصوصيات ديگر اين بزرگوار هم اين است كه رفتارش با مخالفان و معارضان يك جور نيست؛ همه را به يك چوب نميراند. اميرالمؤمنين فرق ميگذارد بين افرادى و جريانهائى، با افرادى و جريانهاى ديگرى. دربارهى خوارجِ - البته در مقابل انحراف و انحطاط و توسل به ظواهر دينى - بدون اعتقاد، على ايستاد؛ هم در مقابل معاويه ايستاد - آنوقتى كه قرآنها را سر نيزه كردند، اميرالمؤمنين فرمود: واللَّه اين مكر است، اين خدعه است، اين فريب است؛ اينها به قرآن اعتقادى ندارند - هم در آنوقتى كه خوارج با آن ظواهر دينى، با آن صوت حزين قرآنخوانى در مقابل حضرت قرار گرفتند، حضرت ايستاد. يعنى آنجائى كه كسانى بخواهند با ظواهر دينى كار بكنند و پيش بروند، اميرالمؤمنين مىايستاد؛ حالا چه معاويه بود، چه خوارج بود؛ تفاوتى نميكرد. اما در عين حال يك جور با اينها برخورد نميكرد. ايستادگى بود، اما نصيحت اميرالمؤمنين و رفتار خود او هميشه اين بود. لذا فرمود «لاتقاتلوا الخوارج بعدى»؛ بعد از من با خوارج نجنگيد؛ جنگ با خوارج نكنيد؛ «فليس من طلب الحقّ فاخطأه كمن طلب الباطل فأدركه»؛ان كسى كه دنبال حق هست، منتها اشتباه ميكند - دنبال حق است؛ از روى جهالت، از روى قشرىگرى خطا ميكند، اشتباه ميكند - او مثل كسى نيست كه دنبال باطل ميرود و به باطل ميرسد؛ اينها يك جور نيستند.
..............................................
حیات فقط در سایه ی عاشقی معنا پیدا می کند
در بازار عشق کالای تقلبی یافت نمیشود ,اما در بازار هوس کالای تقلبی بی شماری را به نام عاشقی غالب می کنند.عشق همان بلوغ عقل است .عشق نان نیست تنور است .عشق جام طلا نیست کوره ی مذاب است .عشق حاصل و محصول نیست دشت کشت است . بیچاره هوس زدگان چشم چریده که از حلاوت عشق فقط حسرت ان را به دل می برند و از گرمای ان آه و دم سرد را...
اولین کار در فرهنگ عاشقی دلدادگی است و دومین و اخرین گام دلبری است و شاید بالعکس و شاید حتما...یحبهم و یحبونه.
..............................................
حیات فقط در سایه ی عاشقی معنا پیدا می کند
در بازار عشق کالای تقلبی یافت نمیشود ,اما در بازار هوس کالای تقلبی بی شماری را به نام عاشقی غالب می کنند.عشق همان بلوغ عقل است .عشق نان نیست تنور است .عشق جام طلا نیست کوره ی مذاب است .عشق حاصل و محصول نیست دشت کشت است . بیچاره هوس زدگان چشم چریده که از حلاوت عشق فقط حسرت ان را به دل می برند و از گرمای ان آه و دم سرد را...
اولین کار در فرهنگ عاشقی دلدادگی است و دومین و اخرین گام دلبری است و شاید بالعکس و شاید حتما...یحبهم و یحبونه.
LinkDump
- بازنویس
- سایت فردا
- پايگاه خبري_تحليلي سايه
- لینکدونی الف
- وطن امروز
- خبر گزاری مهر
- شیعه نیوز
- پايگاه اطلاع رساني رجا
- عصر ایران
- خبر گزاری صدا و سیما
- خبر گزاری مهر
- خبر گزاری قوه قضاییه
- خبر گزاری فارس
- خبر گزاری طاها
- اخبار بسیج دانشجویی
- شبکه اطلاع رسانی نفت و انرژی
- اخبار امور ایثارگران
- بخش فارسی بی بی سی
- خبر گزاری زنان ایران
- اخبار مهدویت
- خبر گزاری کار ایران
- خبر گزاری قرانی ایران
- خبر گزاری دانشجویان ایران
- خبر گزاری جمهوری اسلامی ایران
- اخبار فناوری اطلاعات
- افتاب
- آرشيو پيوندهاي روزانه
- سايت حقوق ايران
- سايت رسمي اردشير امجدي(وكيل پايه يك دادگستري)
- مينا حسيني(حقوق اقتصادي)
- سايت حقوقي دادخواهي
- هادي حاجياني(ياداشت هاي حقوقي)
- پژوهشي در باب مسيحيت
- اقا مقداد(فراماسونري و يهود)
- مصطفي رازقندي(قاضي عادل)
- صداي سكوت(مصطفي ابراهيمي)
- منابع حقوق
- علي رضا رنجبر(دنياي حقوق)
- يونس دانش پژوه(موسسه حقوقي)
- مقاله هاي حقوق كيفري و اخبار حقوقي(معين)
- سايت حقوق
- خانه ي جهاني وكلا
- دكتر حاجي پور
- بانك مقالات حقوقي
- دفتر اسناد رسمي(حميد زبوري)
- قاضي دادگستر
- فرهاد عبداللهيان(حقوق)
- سعيد صالح احمدي(انديشه ها ي حقوقي)
- تار نماي فرانسه
- سعيد صالح احمدي(مجله الکترونیکی مقالات برتر حقوقی)
- كاظم پهلوان(دانشجوي حقوق)
- مأمول(اقا محمد)
- محمد حسين صيافي(حق)
- حقوق و جزا(عليرضا رنجبر)
- مسعود عرفانيان(وبلاگ تخصصي حقوق)
- مركز امور مشاوران حقوقي
- نبات تلخ
- رندان ده گانه
- قالب های نایت اسکین

