تبليغاتX
دنياي حقوقي_سیاسی من




















دنياي حقوقي_سیاسی من

میر حسین موسوی:نتایجی که برای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اعلام شد بهت‌آور است؛ مردمی که در صف‌های طولانی اخذ رای شاهد ترکیب آرا بودند و خود می‌‌دانند که به چه کسی رای داده‌‌اند با حیرت تمام به شعبده‌‌بازی دست‌اندرکاران انتخابات و صدا و سیما نگاه می‌کنند. آنان اینک بیش از همیشه به دنبال آن هستند که بدانند چگونه و توسط چه کسانی و مقاماتی طرح این بازی بزرگ ریخته شده است. اینجانب ضمن اعتراض شدید به روند موجود و تخلفات آشکار و فراوان روز انتخابات هشدار می‌‌دهم که تسلیم این صحنه‌آرایی خطرناک نخواهم شد.

امام خمینی: من باز به همه اين آقاياني كه مي‌خواهند نطق كنند و اعلاميه بدهند و نمي‌دانم نامه سرگشاده بفرستند و ازاين مزخرفات، به همه اينها اعلام مي‌كنم كه برگرديد به اسلام، برگرديد به قانون ، برگرديد به قرآن كريم ،‌ بهانه درست نكنيد كه اسباب اين بشود كه شما همه به انزوا كشيده بشويد. من به بسياري از شما علاقه دارم و ميل دارم كه همه به قانون عمل كنند و همه در جاي خود باشند و چنانچه اين‌طور نباشد،‌ مسئله طور ديگر خواهد شد. (صحيفه امام جلد 14 صفحه 415)

میر حسین:به مسوولان توصیه می‌‌کنم بیش از آن که دیر شود این روند را فورا متوقف کنند و همگی به خط قانون و امانتداری از آرای ملت بازگردند و بدانند که خروج از عدالت مشروعیت زداست. آنان بیش از هر کس دیگر از این حقیقت باخبرند که در این کشور انقلابی بزرگ و اسلامی صورت گرفته است. کم‌ترین پیام انقلاب ما این است که مردم آگاهند و در برابر کسانی که با تقلب روی کار بیایند تمکین نخواهند کرد

امام خمینی:نمي‌شود از شما پذيرفت كه ما قانون را قبول نداريم. غلط مي‌كني قانون را قبول نداري!قانون تو را قبول ندارد نبايد از مردم پذيرفت، از كسي پذيرفت ، ما شوراي نگهبان را قبول نداريم. نمي‌تواني قبول نداشته باشي. مردم راي دادن به اينها ، مردم 16 ميليون تقريبا يا يك قدري بيشتر راي دادن به قانون اساسي. مردم كه به قانون اساسي راي دادند منتظرند كه قانون اساسي اجرا بشود؛ هر کس از هرجا صبح بلند مي‌شود بگويد من شوراي نگهبان را قبول ندارم ،‌ من قانون اساسي را قبول ندارم ،‌من مجلس را قبول ندارم ، من رئيس‌جمهور را قبول ندارم ، من دولت را قبول ندارم. نه ! همه بايد مقيد به اين باشيد كه قانون را بپذيريد ،‌ ولو برخلاف راي شما باشد. بايد بپذيريد، براي اين‌كه ميزان اكثريت است ؛ و تشخيص شوراي نگهبان كه اين مخالف قانون نيست و مخالف اسلام هم نيست ، ميزان است كه همه بايد بپذيريم. (صحيفه امام جلد 14 صفحه 378)

تعدادي از اغتشاش گران در حوالي خيابان آزادي به سوي مهد كودك "آواي باران " تيراندازي كردند كه بر اثر آن مادر و دختري كه پشت درب ساختمان مهدكودك بودند مورد اصابت گلوله قرار گرفته و به شهادت رسيدند.

امام خمینی:اگر يك جايي عمل به قانون شد و يك گروهي در خيابان‌ها برضد اين عمل بخواهند عرض اندام كنند،‌ اين همان معناي ديكتاتوري است كه مكرر گفته‌ام قدم به قدم پيش مي‌رود،‌ اين همان ديكتاتوري است كه به هيتلر مبدل مي‌شود انسان،‌اين همان ديكتاتوري است كه به استالين انسان را مبدل مي‌كند. اگر قانون در يك كشوري عمل نشود

كروبي: نتايج اعلام شده براي انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري چنان مضحك و شگفت است كه در بيان و بيانيه نمي آيد و بايد فكر ديگري كرد . اين شيوه راي گيري و شمارش آرا يادآور شمارش آرا مرحوم مدرس است

امام خميني: كساني كه مي‌خواهند قانون را بشكنند اينها ديكتاتوراني هستند كه به صورت اسلامي پيش آمده‌اند يا به صورت آزادي و امثال اين حرفها. اگر همه اين آقايان كه ادعاي اين را مي‌كنند كه ما طرفدار قوانين هستيم ، اين‌ها با هم بنشينند و قانون را باز كنند و تكليف را از روي قانون همه شان معين كنند و بعد هم ملتزم باشند كه اگر قانون برخلاف راي من هم بود من خاضع‌ ام ، اگر بر وفاق هم بود من خاضع‌ام ،ديگر دعوايي پيش نمي‌آيد؛ هياهو پيش نمي‌آيد.
(صحيفه امام جلد 14 صفحه 415)

مير حسين: اینجانب امروز طی نامه‌ای تقاضای خودرا مبنی بر ابطال نتایج انتخابات اخیر به شورای نگهبان ارایه کردم و این کار را تنها راه حل برای بازگشت اعتماد عمومی و حمایت مردم از دولت می‌دانم. ما از مسوولان درخواست کرده‌ایم که مجوز برگزاری یک راهپیمایی بزرگ در تمامی شهرهای کشوربه ما داده شود تا در طی آن مردم فرصتی برای نمایش مخالفت خود با شیوه برگزاری انتخابات و نتایج آن پیدا کنند.

امام خميني: قانون معنايش اين است كه{ همه} چيزها {را} به حسب قانون اسلامي ، به حسب قانون كشوري كه منطبق با قوانين اسلام است ، همه را ،‌وظيفه‌اشان را قانون معين كرده‌. بعد از اين كه قانون وظيفه را معين كرد ، هر کس بخواهد كه برخلاف او عمل بكند، اين يك ديكتاتوري است كه حالا به صورت مظلومانه پيش آمده است و بعد به صورت قاهرانه پيش خواهد آمد و بعد اين كشور را به تباهي خواهد كشيد و اين كشور وقتي به تباهي كشيده شد و اين مردم متفرق و مختلف با هم شدند ، اين همان وظيفه اي است كه براي ابرقدرتها بايد انجام بدهد اين آدم انجام داده،‌ ولو خودش نمي فهمد، اگر بفهمد كه ديگر مصيبت بالاتر است،‌لكن خودشان ملتفت نيستند.
(صحيفه امام جلد 14 صفحه 415)

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت توسط شیوا سپهري| |

بلاخره سیاهی شب به پایان رسید سپیدی صبح رخسارشو نشون داد بعد از مدتی قیل و قال و هیاهو اینکه چه کسی بیشترین ارا رو کسب کنه یقینا برای همه مهم بود امروز این دولت دکتر احمدی نژاد  است که گوی سبقت را ربوده علی رغم توهین ها و تهمت هایی که نه تنها به دولت نهم بلکه به حامیان دولت زده شد و این مصداق بارز و مکرو و مکر الله و الله خیر الماکرین است.آری میزان رای ملت است و مشاهده کردیم که این ملت پذیرای دولتی صادق و عدالت پیشه است این پیروزی بزرگ  که وامدار الطاف بی کران امام عصر و زحمات و دعای خیر مردم عزیز  است را به پیشگاه امام زمان و تمامی دوستداران دولت دهم  تبریک عرض میکنم.

 

خودمونیها:راستش این هفته ی اخر تبلیغات تمام وقت خودم رو صرف انتخابات کردم به انحای مختلف از بروشور گرفته تا همایش ها متعاقبا استرس های زیادی هم در این بین وجود داشت اینکه چه کسی ریاست قوه ی اجرایی رو بر عهده بگیره با در نظر گرفتن تمامی جوانب برام بسیار مهم بود خلاصه چنین موفقیتی در حافظه ی تاریخی جهان خواهد ماند.خالی از لطف نیست اظهارات میر حسین در باب پیروزی انتخاباتی اش بخوانید اینجا

 گاف  انتخاباتی:وقت انگشت زدن رخ داد که به جای انگشت سبابه انگشت بغل  سبابه رو جوهری کردم در نوع خودش پدیده بود چون موجبات شادمانی عده ای رو فراهم کرد.

نوشته شده در شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت توسط شیوا سپهري| |

       

آقاي ميرحسين داد سخن بر آورده اید كه رسانه ها و مطبوعات بايد از آزادي برخوردار باشند حال كه اگر در بطن و واقعيت امر جستجو كنيم در خواهيم يافت كه در دولت وقت شما اموري خلاف آزادی مشروع مطبوعاتي به تحقق پيوسته . مثبت مدعاي ما سخنان آقاي توكلي نماينده ي مجلس شوراي اسلامي است ايشان كه در دوره ي مير حسين موسوي در بطن امور قرار داشتند نسبت به عملكرد دولت موسوي ميگويند:گزارش  اقتصادي سال 1363كه دولت موظف است هرسال منتشر كند، با تاخير منتشر شد. اين گزارش طبق قانون برنامه و بودجه بايد شهريور سال بعد منتشر مي‌شد. اين گزارش در سه جلد منتشر شد و ابتداي آن هم مستند قانوني انتشار را ذكر كرده بود. اين گزارش خلاصه‌اي داشت كه من آن خلاصه را پسنديدم زيرا نقد دولت مي‌كرد. البته در برخي جاها ظالمانه بود. من اين گزارش را به صورت سلسله مقاله در روزنامه چاپ مي‌كردم و آنجا را كه ظالمانه تشخيص مي‌دادم از نظام و دولت دفاع مي‌كردم. انتشار اين مقالات بقدري براي دولت تلخ آمد كه آقاي موسوي در مصاحبه‌اي با خبرنگاران اعتراض كرد كه اسناد محرمانه منتشر مي‌كنند، در زمان جنگ به دشمن گرا مي‌دهند. اين درحالي بود كه ما فقط گزارش اقتصادي سال را منتشر كرديم گزارشي كه محرمانه نبود و طبق قانون بايد براي اطلاع عموم منتشر مي شد. الان من وقتي ياد آن روزها مي افتم و شعارهاي اخير درباره گردش آزاد اطلاعات را مي بينم، به خودم مي گويم ان شا الله آقاي موسوي واقعا از درون متحول شده باشند و اين حرفهاي قشنگ فقط شعار انتخاباتي نباشد چرا كه اين شعارها با عملكردشان خيلي سازگار نيست. در سال 62 وقتي برخي از اعضاء دولت يعني بنده ، آقاي عسگراولادي ، آقاي پرورش ، آقاي ناطق نوري ، آقاي ولايتي، آقاي مرتضي نبوي و آقاي رفيقدوست با رويه‌هاي دولت سالارانه و سوسياليستي برخي وزرا مخالفت ‌كرديم و متوجه شديم كه آقاي موسوي در عمل از آن رويه‌ها و افكار انحرافي حمايت مي‌كنند، بعد از چندين بار بحث و مذاكره ، من و آقاي عسگراولادي كه از مسوولان اقتصادي كابينه بوديم تصميم گرفتيم خودمان استعفا دهيم تا تيم اقتصادي كابينه دچار دو دستگي نشود. قرار شد آقايان ناطق و پرورش بمانند و به دولت كمك كنند بعد از اينكه ما 2 نفر استعفايمان را تقديم كرديم متوجه شديم آقاي موسوي ، آقايان مرتضي نبوي و ناطق نوري را به شكلي ناگهاني و غيرمحترمانه از كابينه اخراج كردند. دليل اخراج آنها صرفا اين بود كه آنها به رويه‌ها و تصميم‌هاي دولت سالارانه تيم‌ اقتصادي آقاي موسوي اعتراض داشتند. در كابينه دوم نيز آقاي پرورش و آقاي رفيقدوست را معرفي نكردند. اين قبيل برخوردهاي آقاي موسوي با جمله‌اي كه از قول ايشان نقل كرديد چندان سازگار نيست. ذكر گفته هاي سيد مرتضي نبوي عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام  نيز دراين  اثنا خالي از لطف نيست : موسوي در حالي نخست وزير شد كه تقريبا هيچگونه تغييري در كابينه وي نسبت به كابينه شهيد باهنر ديده نمي‌شد و در واقع مي‌توان گفت كه كابينه موسوي ابتكار خودش نبود بلكه همان كابينه كوتاه مدت شهيد باهنر و البته آيت الله مهدوي كني بود.
سيد مرتضي نبوي ادامه داد: زماني كه ما در دولت موسوي وزير حضور داشتيم، به همراه چند نفر از ديگر وزرا با سياست‌هاي اقتصادي دولت مخالف بوديم و اين اختلافات در زماني شدت گرفت و در نهايت منجر به اين شد كه موسوي در دور دوم نخست وزيري خود به جز ولايتي و عسگر اولادي بقيه وزرا را تغيير بدهد.اقاي ميرحسين شما در بيانات و گفته هاي خود از انديشه و راه امام خميني سخن رانديد حال كه  بدون اينكه امام را در جريان استعفا خود بگذاريد، استعفا داديد  و براي اولين بار استعفاي شما را در روزنامه جمهوري اسلامي كه منتسب به خود وي بود، ديديم و حتي چند روز پس از اين استعفا، معلوم نبود كه موسوي كجاست، لذا امام موسوي را فراخوانده و با لحني وي را خطاب كردند كه بايد استعفاي خود را پس بگيريد كه بقيه ماجرا را مي‌توان در صحيفه حضرت امام ديد.اقاي موسوي شما عملكرد خود را در دوران نخست وزيريتان بازنگري كنيد .دور اول نخست وزيري شما آنقدر فجايع به وجود آورد(خطبه هاي هاشمي رفسنجاني :در دوران مير حسين تورم وضعيت بد اقتصادي فقر و ...) كه در دور دوم رئيس جمهوري وقت نمي خواستند كه موسوي را به عنوان نخست وزير به مجلس اعلام كنند رئيس جمهور وقت  از امام درخواست کردند كه به ایشان حكم كنند تا موسوي را به عنوان نخست وزير معرفي كند  تا در اين صورت حجت نيز بر او  تمام شود، چرا كه رئیس جمهور وقت میگفتند : بنده حجت شرعي براي معرفي ميرحسين موسوي به عنوان نخست وزير ندارم. لذا اين موضوع را را با امام (ره) مطرح كردند .از اظهار نظر امام (ره) اطلاع يافتند امام فرموده‌ بودند  به عنوان يك شهروند موافق هستم.  آنچه مسلم است ایشان موافقت خودشان را تنها در قالب یک شهروند بیان کردند اما در قالب رهبر انقلاب موافقت خودشان را در این باب تصریح نکردند .شما از بي قانوني  بودن دولت نهم سخن ميگوييد در حالي كه مرتضي نبوي(عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام) و احمد توكلي(نماينده ي مجلس) را صرفا به اين خاطر كه لايحه ي بودجه را برخلاف رغبت شما محرمانه به مجلس ندادند و در روزنامه ي رسالت منتشر كردند به دادگاه فراخوانديد با در نظر گرفتن اين مهم (اين اقدام كه لايحه بودجه به صورت محرمانه به مجلس ارسال شود) مغاير با قانون بود.اقاي مير حسين موسوي شما از تورم 25 در صدي دوات نهم ميگوييد حال كه هاشمي رفسنجاني در خطبه‌هاي نماز جمعه سال‌هاي 68، 69 و 70 به ارزيابي و نقد عملكرد شما پرداخته تعجب نكنيد انان كه امروز داعيه دار بر حق شما شده اند روزي از منتقدان سرسخت و برحق شما بوده اند آري هاشمی خطاب به شما ميگويد من يک بار در جلسه‌اي گفتم ما الان پانصد ميليارد تومان طرح نيمه کاره داريم مي‌دانيد پانصد ميليارد تومان تقريباً 8 برابر بودجه امسال ماست که اينها همه در اين برنامه بايد تکميل شود. ماندن اينها خيانت است همانطور که ماندن آنها باعث خسارت شده است. سال به سال گران‌تر مي‌شوند تورم مال اينهاست اصل تورم را شما اينجا ببينيد که ما اينقدر سرمايه‌گذاري بدون نتيجه کرديم. اين تنها بخش ناچيزي است اگر استقراض چمد مليوني شما را هم از بانك مركزي به ان اضافه كنيم عمق فاجعه را بهتر ميتوان جستجو كرد .اقاي ميرحسين ان جا كه داد سخن گشوديد و از لطمات و خسارت هاي وارده به اقتصاد كشور به دليل بي برنامگي سخن گفتيد به ياد اقتصاد دولت شما فتاديم ان جا كه هاشمي رفسنجاني اقتصاد را ملقب به مريض بودن كرد .اقتصاد مريض متعاقبا  و به مراتب تبعاتي چون فقر را به دنبال خواهد داشت .اقاي ميرحسين از تورم 25 درصدي سخن ميگوييد و امار فقر ميدهيد حال كه دوست و يار غمخوار شما هاشمي رفسنجاني در خطبه هاي نماز جمعه ي خود در سال 69 از فقر مضاعف در دولت شما سخن گفتند : سهم سرانه ما از توليد در سال 67، 23 هزار ريال بود که در اوج خوبي آن نزديک به 40 هزار تومان بوده است، يعني 53 درصد ما داشتيم و هر ايراني در اين دوران 50 درصد فقير شده بود. فقر واقعي يعني اين و بقيه چيزها را آدم نمي‌فهمد. حالا خانه‌اش، فرشش، غذايش چطوري است، اينها را هر کسي مي‌تواند در معيارهاي اقتصادي تحمل کند و مسائل خاص خودش را دارد. اما فقر واقعي در اقتصاد کشور يعني کم شدن توليد سرانه و ما دچار اين مصيبت شده بوديم يعني جامعه ايراني را وقتي محاسبه کرديم درآمد هر فردش در مجموع توليدات کشور تقريباً نزديک 50 درصد کم شده بود که اين فقر را خيال مي‌کنيم که با فشارها و تقسيم‌ها و سهميه‌بندي‌ها و امثال اينها بتوانيم جبران کنيم که فقر جبران نمي‌شود. اگر دولت موفق باشد فقر را مي‌تواند به صورت صحيح بين افراد تقسيم کند. اگر نظام توزيع درست باشد، هنرش اين است که اين فقر را تقسيم کند و همه کم بخورند، کم بپوشند که ما اين کار را نتوانستيم انجام دهيم. شما در زمان جنگ ديديد که يک عده ماندند و نه در جنگ شرکت کردند و رفتند در بازار سياه و از اين چند نرخي‌ها استفاده کردند و آنها هم اين فقر را نسبت به طبقه مستضعف قوي‌تر کردند. بنابراين طبقه مستضعف ما فقر مضاعف داشت.با اين وجود  تورم 25 درصد دوات در مقابل نرخ تورم سال 66  كه 7/27 درصد بوده و در سال 67،  كه 89/28 درصد بوده رقم كلاني نيست اقاي ميرحسين اين ها درد نامه هايي است كه با سكوت 20 ساله ي شما در مقابل انحرافات بزرگي مثل روند ليبرال سرمايه‌داري و مفاسد اقتصادي دوران كارگزاران ، ماجراي شهردار تهران، ماجراي شهرام جزايري و پول گرفتن نمايندگان از وي، ماجراي 18 تير ، تحصن برخي نمايندگان در مجلس عليه قانون اساسي، قتل‌هاي زنجيره‌اي، خصوصي‌سازي‌هاي آلوده دهه 70 و نظاير آن قابل دفاع نيست.

 لینک مرتبط:جزييات تازه از حلقه بسته مديريتي در دولت موسوي و برخورد با تنها روزنامه منتقد

 

نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388ساعت توسط شیوا سپهري| |

نميدانم اگر قرار بود شوراي نگهبان رجل را علاوه بر مرد به زن تعميم دهد پس چه جاي رد صلاحيت كانديداتوري رفعت بيات بود؟
نوشته شده در سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت توسط شیوا سپهري| |


Design By : Night Skin