تبليغاتX
دنياي حقوقي_سیاسی من




















دنياي حقوقي_سیاسی من

مادر یعنی...

 

مادر يعني...

يه سبد شبنم و ياس و اطلسي تو كوير دل خسته

نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت توسط شیوا سپهري| |

اعتماد: وقتي پدر ليوان آب را به دست پسرش داد، علي اکبر 4 ساله نمي دانست فقط تا زمان نوشيدن اين آب زنده مي ماند وپدر گلوي نازک او را خواهد بريد تا تلخ ترين جنايت امسال پايتخت را ثبت کند.

ساعت شش بعد از ظهر روز دوشنبه زني جوان وحشت زده و هراسان به خياباني در کيانشهر دويد و با شيون و زاري از همسايه ها کمک خواست. اين زن که از شدت دلهره و اضطراب زبانش بند آمده بود با اشاره از همسايه ها خواست وارد خانه او شوند و پس از حضور همسايه ها در خانه اولين تماس با پليس گرفته و گزارش قتل پسري چهار ساله به نام علي اکبر به ماموران داده شد. اين در حالي بود که جسم غرق در خون اسماعيل پدر اين کودک نيز کمي آن طرف تر ديده مي شد، همسايه ها همچنين براي نجات اسماعيل از اورژانس تهران درخواست کمک کردند. دقايقي بعد تکنسين هاي اورژانس و ماموران پليس در محل حاضر شدند و همزمان با آغاز تحقيقات پليسي اسماعيل به بيمارستان برده شد.

قتل فرزند

تماس تلفني ماموران کلانتري باعث شد محمدحسين شهرياري بازپرس ويژه قتل نيز در محل حادثه حاضر شود. سر از تن جدا شده علي اکبر چهار ساله آشفتگي خانه و خون هاي پاشيده شده روي ديوارها و فرش نشان مي داد اين کودک در برابر قاتلش مقاومت زيادي کرده اما سرانجام مغلوب او شده است. از آنجايي که اسماعيل پدر علي اکبر تنها کسي بود که از چگونگي وقوع حادثه خبر داشت بازپرس شهرياري در بيمارستان حاضر شد تا وي را مورد بازجويي قرار دهد، اما اين مرد تازه مورد عمل جراحي قرار گرفته بود و پزشک معالجش اجازه بازجويي از وي را نداد. به همين خاطر اين بار مادر علي اکبر مورد پرس وجو قرار گرفت.

وي گفت؛ من سرکار بودم، در يک مغازه کار مي کنم، حدود ساعت شش بود که به خانه آمدم،صداي پسرم علي اکبر نمي آمد، او پسر بازيگوش و هميشه در حال شيطنت بود، وقتي هم من از سرکار به خانه مي آمدم دوان دوان به طرفم مي آمد و خودش را در آغوش من مي انداخت. آن روز هيچ صدايي در خانه نبود و به همين دليل فهميدم اتفاقي افتاده است.

مادر داغدار در حالي که اشک مي ريخت ادامه داد؛ خانه غرق در خون بود. سر پسرم از تنش جدا شده و روي يک بالش بود و تنش چند متري آن طرف تر کنار شوهرم اسماعيل قرار داشت. به طرف همسرم رفتم، داشت بيهوش مي شد، اما هنوز مي توانست چند کلمه يي حرف بزند، پرسيدم چه اتفاقي افتاده است. او جواب داد؛ «از خانواده ما بايد يک نفر قرباني مي شد تا همه چيز درست شود، نگران نباش قبل از کشتن علي اکبر به او يک ليوان آب دادم.» بعد از اين جمله از حال رفت، دنيا روي سرم آوار شد. قدرت حرف زدن نداشتم و فقط فرياد مي کشيدم، همسايه ها که وارد خانه شدند، موضوع را به پليس اطلاع دادند.

مادر کودک کشته شده در ادامه گفت؛ من دو فرزند ديگر هم دارم که زمان حادثه در مدرسه بودند. نمي خواستم آنها شاهد اين صحنه باشند، به همين خاطر از همسايه ها خواستم با خواهر اسماعيل تماس بگيرند تا بچه ها را به خانه خودش ببرد.

فقر و اعتياد

مادر علي اکبر وقتي در برابر اين سوال قرار گرفت که اسماعيل با چه انگيزه يي مرتکب قتل شده است، گفت؛ شوهرم معتاد بود. او مدتي قبل مصرف مواد را ترک کرد از همان زمان خيلي عصبي و پرخاشگر شده بود. دنبال کار هم مي گشت، اما هيچ شغلي پيدا نکرده بود و من هزينه زندگي مان را تامين مي کردم. فکر مي کنم فقر و اعتياد باعث شد اسماعيل دست به چنين کاري بزند.

وي ادامه داد؛ در تمام اين سال ها با اعتياد شوهرم سوختم و ساختم. خودم کار کردم تا بچه هايم را بزرگ کنم. هر جور سختي را به جان مي خريدم تا مبادا فرزندانم سختي بکشند آخر سر هم اسماعيل اين گونه داغ بر دلم گذاشت.

لزوم تغيير در قانون

بازپرس شهرياري پس از انجام تحقيقات اوليه و با توجه به اينکه امکان بازجويي از متهم فعلاً وجود ندارد، دستور بازداشت اسماعيل را صادر کرد تا وقتي در شرايط جسمي بهتر قرار گرفت از وي بازجويي شود.

رئيس شعبه هفتم دادسراي جنايي تهران با اشاره به اين جنايت و لزوم تغيير در قانون گفت؛ با توجه به ماده 220 قانون مجازات اسلامي پدر يا جد پدري در صورت قتل فرزند مستوجب قصاص نيستند و به جزاي نقدي و تعزير محکوم مي شوند. در حالي که لازم است با توجه به موارد متعدد فرزندکشي که در سال هاي اخير به وقوع پيوسته در اين زمينه بازنگري هاي لازم از سوي قانونگذار صورت گيرد و لااقل مجازات موجود در قانون افزايش يابد.

پ.ن اين سوال هميشه ذهن را ازار ميدهد چرا پدر در برابر قاتل فرزندش نبايد قصاص شود؟مگر جز اين است كه قتل نفس به منزله ي مرگ تدريجي عده اي است بيگناه؟چرا قوانين ما نبايد اصلاح و بازنگري شوند؟چرا براي لايحه ي خانواده بايد هزينه و وقت گزاف خرج شود ما حصلش نيز حذف ان باشد در حالي كه به قوانين كيفري كشورمان اهميت و بها نميدهند ؟كجايند مدعيان عدالت؟

 پ.ن مسولین قضایی تبریکات وافره ی ما را بابت زندان زدایی برای معتادین پذیرا باشید اما ایا ضمانت اجرایی برای جمع اوری معتادین و اصلاح و درمان ان ها در نظر گرفته اید؟
 
پ.ن تک بیتی هر چند ناقابل تقدیم به ریاست محترم قضایی
ترا که هر چه مراد است در جهان داری
چه غم ز حال ضعیفان ناتوان داری
نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت توسط شیوا سپهري| |

عده ای نزد برادرهایی که همه قاضی بودند امدند و مشاهده کردند که برادر بزرگ تر که باید از همه مسن تر باشد از همه جوانتر است

سببش را پرسیدند او گفت:علت این است که من زن بسیار خوبی دارم که هر غم و اندوهی را از من میزداید

پ.ن تا بوده همین بوده و تا هست همین است

پ.ن خوب بودن زن و جوان ماندن مرد

پ.ن عکس این قضیه مصداق خارجی ندارد

نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مهر 1387ساعت توسط شیوا سپهري| |

 می‌پرسند: چرا بيشتر مؤمنان در بدبختی و فلاکت زنگی می‌کنند در حاليكه بيشتر کفار در ناز و نعمت؟
چرا خداوند در ماه مبارک رمضان برای بندگانش محرومیت از غذا و خوراکی‌ها را انتخاب نموده و ....

به نظر مي‌رسد روایت دلنشین امام باقر(ع) برای پاسخ به اين پرسش کافی باشد.

امام باقر(ع) فرمود: روزي موسي(ع) در كنار دريا عبور ميكرد، ناگاه ديد صيادي كنار دريا آمد و دربرابر خورشيد سجده كرد و سخنان شركآلود گفت، سپس تور خود را به دريا انداخت و بيرون كشيد، آن تور پر از ماهي بود و اين كار سهبار تكرار شد، در هر سهبار، تور او پر از ماهي شد.

او ماهيها را برداشت و از آنجا رفت. سپس صياد ديگري به آنجا آمد و وضو گرفت و نماز خواند و حمد و شكر الهي را بجا آورد، آنگاه تور خود را به دريا افكند و بيرون كشيد، ديد تور خالي است. بار دوّم تور خود را به دريا افكند و بيرون كشيد، ديد تنها يك ماهي كوچك در ميان تور است. حمد و سپاس الهي گفت و از آنجا رفت.

موسي(ع) عرض كرد: خدايا! چرا بنده كافر تو با اينكه با حالت کفر آمد آن همه ماهي نصيب او شد، ولي نصيب بنده با ايمان تو، تنها يك ماهي كوچك بود؟

خداوند به موسي(ع) چنين وحي كرد: به جانب راست خود نگاه كن. موسي نگاه كرد، نعمتهاي فراواني را كه خداوند براي بنده مؤمن (در قیامت ویا در پنهان که مومن آن را نمی بیند) فراهم كرده مشاهده نمود. سپس خداوند به موسي وحي كرد: به جانب چپ خود نگاه كن.

موسي(ع) نگاه كرد، آنچه از عذابهاي سخت را كه خداوند براي بنده كافرش (که در قیامت ویا در پنهان که کافر آن را نمی بیند) مهيا نموده ديد.

سپس خداوند فرمود: اي موسي! با آن همه عذاب كه در كمين كافر است آنچه را كه به او (از ماهيهاي فراوان) دادم، چه سودي به حال او دارد؟ و با آن همه از نعمتهاي فراوان كه براي بنده مؤمن ذخيره كردهام، آنچه را كه امروز از او بازداشتهام، چه ضرري به حال او خواهد داشت؟

موسي(ع) عرض كرد: يا رَبِّ يحِقُّ لِمَنْ عَرَفَكَ اَنْ يرْضي بِما صَنَعْتَ؛

پروردگارا! براي كسي كه تو را شناخته سزاوار است كه به آنچه انجام دهي راضي و خشنود باشد.

پ.ن یک جرعه صبر

پ.ن یک جرعه توکل

پ.ن انديشه ي خرد ادمي را كي توان تكميل كرد؟

 

نوشته شده در شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت توسط شیوا سپهري| |

پاساژ قدس: :به پاساژ كتاب معروفه كه معمولا كتابهاي حقوقي-ديني-قران-ادعيه و تا حدودي داستان داره پاتوق ما اتشارات حقوق اسلامي اين پاساژ هست امتیازی كه ميدم بهش 19 هست اما در كل به خد قدس امتیاز 17 ميدم اونم به اين خاطر كه از نظر رمان تهي هست

انشارات دليل ما :اينم يكي از كتاب فروشي هاست كه كتابهاي رشته ها حقوقي-پزشكي زبان خارجه و ... داره در حد تعريف نيست امتاز 16

به شخصه به كتابخونه بيشتر از كتاب فروشي بها ميدم چون هم كتابهاي مختلف با موضوعات مختلف قابل دسترسه بي دغدغه از طرفي هم بدون اينكه هزينه كني ميتوني از كتاب استفاده كني تنها عيب اينه كه ممكنه اجازه ندن كتاب رو خارج از كتابخونه ببري كه به اين مقوله ميگيم فاجعه

معرفي كتابخونه هاي شهرمون:كتابخونه تخصصي فقه مباني حقوق (خیابان سمیه )كه طبقه ي پايينش كتابخونه ي تخصصي ادبيات فارسي هست كتابخونه اي بسيار جامع براي اين دو رشته هست پاتوق  دوم ميشه گفت عيبش به اينه كه كتاب خارج از كتابخونه  نميتوني ببري امتیاز20

كتابخونه ايت الله مرعشي نجفي:خوبه براي دانشجوهاي معارف و تاريخ كتابهاي حقوقي زيادي نداره دو بار فقط رفتم نمره 18ميخواستم كمتر امتياز بدم اما چون از كتابخونه هاي بين المللي هست تخفيف قائل شديم براي عضويت اذيت شدم چون  يكي از شرايطش معرفي ضامن معتبر هست

كتابخونه ي ايت الله خامنه اي:كتاب هاي با موضوعات مختلف داره اما  تعدادكتابهاي حقوقيش به تعداد انگشتان دست هم نميرسه(پاتوق سوم)جرقه ي اولين رمان كه مطالعه كردم در اين كتابخنه زده شد با عنوان *قانون عشق *قانوني بودنش بيشتر توجهم رو جلب كرد اما رمان جالبي بود فضاي مطالعه ي خوبي داره به همين خاطر امتياز20

در اخر هيچ كتابي به اندازه ي كتاب هايي كه مادرگرام در دوران كودكي  از مغازه هاي اطراف حرم ميخريدن  زيبا نيست مثلا* سيندرلا با كفش هاي كتاني* يادش گرامي و راهش پر رهرو باد

پ.ن استان ما همين دور و اطرافه بگردي پيداش ميكني

پ.ن اسم اين دعوت رو ميزارم* قدمگاه انديشه*

نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت توسط شیوا سپهري| |

از بين بردن خودكشي در جهان كنوني بسيار بعيد و دشوار به نظر مي رسد ولي تدابيري مي توان به كار برد تا ميزان خود كشي را به نحو موثري كاهش داد اين تدابير از يك سو در مبارزه عليه علل و عوامل مولد خودكشي و از سوي ديگر در تقويت عوامل بازدارنده از خودكشي خلاصه مي شوددر زمينه ي نخست بايد با كليه ي عواملي كه موجب شيوع اعتياد به الكلو قمار و افزايش نا به ساماني خانواده ها يا موجب از هم پاشيدگي خانواده هايي است كه داراي فرزند صغير مي باشد در زمينه ي تقويتي بايد به نظام خانوادگي وحفظ ان و اعتلاي سطح تربيت و تقويت نيروي ايمان همت گماشت با اين كه خودكشي و جنايت ادمكشي در هر جامعه از نظر كمي در هر جامعه نسبت معكوس دارند ايمان مذهبي تاثيري شگرف و معجزه اسا در تقليل هر دو دارد و نيرومند ترين وسيله ي خودداري از خودكشي و جنايت است و راز اين معما در اين است كه هر دو از نظر ماهيت يكي است شور مذهبي را بايد در افراد برانگيخت كسي كه به حيات خويشتن خاتمه مي دهد گذشته از اينكه از نظر فردي مراحل كمال را درك نكرده از نظر ارزش خانوادگي موجودي زيان بخش و سخت خودخواه و بيرحم و سنگدل است زيرا از ديدگاهي اشتياق به تحميل رنج و عذاب به خويشان است كه او را به خودكشي ميكشاند و او فردي است كه دين خود را به جامعه بپرداخته و از برابر بستانكار مي گريزد خانواده ها بايد به نحوي دقيق و محبت اميز رفتار كودكان و نوجوانان را تحت نظر گيرند روحيه ي انزوا گرايي و بي قيدي فرزندان را امري ناچيز نشمارند نسبت به زود رنجي و افسردگي انان بي اعتنا نمانند از مراكز مشاوره رواني براي چاره جويي استمداد نمايند مسولين اجتماعي بايد در جهت نيازهاي اجتماعي افراد هدايت گردند بهبود خدمات پزشكي بهزيستي اقتصادي اجتماعي تشخيص استعدادها و تامين كار در خور شايستگي افراد و بهره وري صحيح از نيرو هاي انساني و مبارزه با تنعيض و كاربرد روش هاي گروه درماني براي اختلال هاي رواني و ايجاد شادابي اجتماعي سهمي موثر در كاهش خودكشي دارند

برگرفته از: مباني جرم شناسي دكتر مهدي كي نيا

 

نوشته شده در دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت توسط شیوا سپهري| |

الهی! راز دل را نهفتن دشوار است و گفتن دشوارتر

الهي! ظاهر ما اگر عنوان باطن ما نباشد، در يوم تبلي السرائر چه كنيم؟

الهی! خودت آگاهي كه درياي دلم را جزر و مد است ؛ « يا باسط » بسطم ده ، و « يا قابض »

قبضم كن !

الهي!جان به لب رسيد تا جام به لب رسيد

الهي! در شگفتم از آن كه كوه را مي شكافند تا به معدن جواهر دست يابد و خويش را نمي كاود تا به مخزن

حقايق برسند

الهي! عمري كو ، كو مي گفتم وحالا هو ، هو مي گويم

الهي! آن كه سحر ندارد از خود خبر ندارد.

الهي!  شكرت كه از تقليد رستم و به تحقيق پيوستم

الهي ! تو پاك آفريدي ماآلوده كرده ايم.

الهي ! دست با ادب دراز است و پاي بي ادب

الهي! ما را ياري ديدن خورشيد نيست دم از ديدار خورشيد آفرين ميزنيم!!!!

الهي! عقل گويد "الحذر الحذر" عشق گويد"العجل العجل"آن گويد دورباش اين گويد زود باش!!!!

الهي! اگر از من بپرسند كيستي، چه گويم؟

الهي! از كودكان چيزها آموختم،لاجرم كودكي پيش گرفتم؟

الهي! تو پاك آفريده اي، ما آلوده كرده ايم.

الهي! ظاهر ما اگرعنوان باطن ما نباشد، در يوم تبلي السرائرچه كنيم؟

الهي! شكرت كه كور بينا و كر شنوا وگنگ گويايم.

الهي! اگر گلم و يا خارم از بوستان يارم.

الهي! انسان ضعيف كجا وحمل قول ثقيل كجا؟

الهي! گرگ و پلنگ را رام توان كرد، با نفس سركش چه بايد كرد؟

نوشته شده در جمعه پنجم مهر 1387ساعت توسط شیوا سپهري| |

ليالي قدر نيز گذشت اماناله هاي زينب و مظلوميت علي ماندگار.شيعيان در ادوار تاريخ مظلوم بوده اند و مظلوم واقع شده اند اما با نگاهي اجمالي به تاريخ امامان معصوم پي ميبريم كه مظلوميت ما كجا و مظلوميت انان كجا اخيرا متوجه شديم كه وهابيون 200 سايت ايراني را هك كرده اند و اين مصداق بارز لعن الله القوم الظالمين ميباشد  امروز متني از سوي شخصي ناشناس برايم ارسال شده خواندم اما مبهم بود دوباره خواندم نميدانم چرا ؟چرا بدون تحقيق و تفحص در باب دين و اعتقادات بايد خود را داعيه دار و پرچم دار حق و عدالت نشان دهيم؟اقاي محترمي كه نوشته ايد علي مظلوم نبود معتقديد كه خدايي نيست معتقديد كه همه ی اينها خواب و خيال است از اسلام وتاريخ تشيع چه ميدانيد؟مشكل انوقتي نمايان تر است كه اشخاص بعضا به ميل و خواسته هاي خود قران را تفسير ميكنند متن كامل مطلب ارسال شده را برايتان ميگذارم شما قضاوت كنيد

سلام

دوست گرانقدر ، در این نیمه شب، همینجوری دور میزدم که به وب سایت خودآ گونه دوستی رسیدم ، کمنت  شما را دیدم، این ایمیل را هم برای شما فرستادم.

  اینکه قرآن را به فارسی خواندی و هنوز به آن معتقدی، کمی در هوش و خرد تو شک کردم، ! دکتر خوبی نمیشناسم ولی استاد زبان پارسی میشناسم، ممکن است عدم درک صحیح شما از زبان پارسی بوده است که با خواندن فارسی قرآن هنوز ..... و دیگر اینکه در مورد علی گفته بودی، جالب بود که او ر امظلوم نیافتی ، زیرا اصلا مظلوم نبوده، علی بسیار آدم حق ناشناس و ظالمی هم بوده است، کمترین آن اینکه دشمن ما ایرانیان بوده اند و ما چقدر آدمهای بی شرافتی هستیم که به آنهایی که مادر و خواهران ما را از خانه ها بیرون کشیده اند، به آنها تجاوز کرده اند، پدرانمان را کشته اند و برادرهایمان را غلام خود کرده اند و به آنها تجاوز کرده اند، ستایش میکنیم و رهبر و مقتدای خود میشمریم و بر قبر و ضریح آنان نذر و دخیل میبندیم.!!!

ما کجای کاریم؟ برخیز ، آبی به صورتت بزن و با خودت این شعر را زمزمه کن و اگر آسمان ایران عزیزم بدون ابر است ، نگاهی به آسمان و عظمت هستی بینداز و بگوی خدای مکار نمیخواهم ( و مکروا و مکرالله و الله خیر الماکرین)، بگو خدای قصاب نمیخواهم ( و انما جزاء الذین یحاربون الله و الرسوله ، او یقتلوا ، او یصلبوا ، او تقطعوا ایدیهم و .... ) ، بگو خدای به خود نیامده نمیخواهم /  خدای عرب وحشی نمیخواهم که خواهر و مادر ما را یکی کردند و گفتند یا تیغ من و یا الله من. ای تف ولعنت باد بر این نابخردی و نا آگاهی.

عزیز جان، خودآی تو، خود تویی، سرت را به آسمان بلند کن ، عظمت هستی و کهکشانها را ببین، عظمت کوهها را ببین و درک کن که آن کوهها میخهای زمین نیستند، آسمان هفت طبقه نیست، و بر طبق نظر انجیل و عهد عتیق ( تورات) زمین وآسمانها در هفت روز تشکیل نشده است. عزیز دل من ، حیف توست، به عنوان یک انسان، حیف توست که هوش و خردت را به کار نگیری. خواهش میکنم ، ما در برابر ایران عزیزمان رسالت داریم که از دست این مفت خوران دریوزه دین ، آنرا نجات بدهیم، تلاش کن ، تو انسان فهمیده ای هستی و دست طبیعت و روزگار امشب ، من را در این نیمه به سوی تو کشاند و از این بازی طبیعت بسیار خرسندم ،اگر مفید بوده باشم ولو به اندازه یک شک که در یک ثانیه پیش از مرگت به یقین تبدیل گردد، آنگاه که قبل از مردن آگاه شده باشی، این یک ارزش است و چون نامت را نمیدانم ، تو را بابک مینامم که بابک خرمدین ، زمانی که دستهایش راقطع کردند ، با کتفش صورت خودش را خون آلود کرد و به خلیفه گفت ، در اثر رفتن خون از بدنم، رنگ پوستم به زردی میگراید، نمیخواهم اندیشه کنی که از ترس تو ، رنگ از صورتم رفته است.

ما مردانی چنین در میانه میدان داشته ایم، رستم دستانم آرزوست.

عزیز جان برخیز و با اینهمه نابرابری و دشمن ذلیلی و عرب زدگی رو در رو شو که کار بس بسیار بزرگی در پیش داریم

پاینده ایران آزاد

 

نوشته شده در چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت توسط شیوا سپهري| |


Design By : Night Skin