میرحسین قبل از انتخابات:با اعتقاد به ولايت فقيه وارد صحنه شدم: ولايت فقيه بزرگترين نقش را در پيروزي انقلاب داشته است و ما در اين 30 سال، بدون اين اصل هر لحظه ممکن بود به فضاي قبل از انقلاب غلت بزنيم. ولايت فقيه، ما را در مقابل کودتا و خودمختاريها حفظ کرده است. من با قبول اين مساله وارد عرصه انتخابات شدهام. (دانشگاه فردوسي مشهد-1388)
میرحسین بعد از انتخابات: ايا ما مردم شايستگي ها را از دست داده بوديم كه ديگر ان فضاي معنوي و روح انگيز را تجربه نميكنيم؟من امده بودم بگويم چنين نيست هنوز دير نيست و هنوز راهمان تا ان فضاي نوراني دور نيست امده بودم تا نشان دهم ميتوان معنوي زندگي كرد و در عين حال در امروز زيست امده بودم تا هشدارهاي اماممان را درباره ي تحجر بازگو كنم امده بودم تا بگويم گريز از قانون به استبداد ميانجامد امده بودم بگويم مردم از خدمتگزارانشان راستي و درستي ميخواهند و بسياري از گرفتاري هاي ما از دروغ است
مقام معظم رهبری:یك نفر به رييس جمهور قانوني كشور صريح ترين و خجالت اورترين اهانت ها و تهمت ها را بيان ميكرد و با پخش كارنامه هاي جعلي براي دولت رييس جمهور متكي به اراي مردم را دروغگو خرافاتي و رمال ميناميد و اخلاق و قانون و انصاف را زير پا ميگذاشت.اعتماد ملت به نظام به عنوان بزرگترين سرمايه اسلامي بار ديگر در انتخابات 22 خرداد متجلي شد و دشمنان اسلام و ايران تلاش ميكنند با ايجاد شك و ترديد درباره ي انتخابات اين اعتماد ملي را متزلزل كنند انتخابات براي اين است كه در صندوق هاي راي معلوم شود كه مردم چه ميخواهند نه در كف خيابان ها
میر حسین قبل از انتخابات:در بسياري از مشورت ها همراه بوده ام: بنده بهترين رابطه را با رهبري دارم و از قانون اساسي تبعيت ميکنم. من در طي اين بيست سال هم هيچ مشکلي را حس نکردم و در بسياري از مشورتها و جلسات با رهبر همراه بودم. (ديدار با علما و روحانيون در حسينيه جماران)
دولت موظف به اجراي سياست هاي ابلاغ شده از سوي رهبري است. (مصاحبه مهندس موسوي با فايننشيال تايمز،۱۳۸۸
میر حسین بعد از انتخابات:اگر اين حسن ظن و اعتماد مردم از طريق صيانت از اراي ان ها پاسخ داده نشود و يا ان ها نتوانند براي دفاع از حقوقشان به نحوي مدني و ارام واكنش نشان دهند مسير هاي خطرناكي در پيش خواهد بود اگر حجم عظيم تقلب و جابجايي ارا كه اتش به خرمن اعتماد زده خود دليل و شاهد فقدان تقلب معرفي شود جمهوريت نظام به مسلخ كشيده خواهد شد
مقام معظم رهبری:به دوستان خوبمان در داخل تذكر داديم كه حرف دشمن درباره ي تقلب را تكرار نكنند چرا كه بيگانگان در صددند اعتمادي را كه نظام با مسولان و عملكردش در طول سي سال بدست امده زير سوال ببرند .ملت عزيز ايران در 22 خرداد حماسه اي تاريخي و جهاني افريد اما برخي از دشمنان تلاش ميكنند اين پيروزي مطلق نظام را به شكست ملي تبديل كنند و با مشكوك و قابل ترديد جلوه دادن انتخابات نگذارند بالاترين نصاب مشاركت جهاني به نام اين ملت ثبت شود كه البته ثبت شده و نمي توان اين واقعيت را تغيير داد.مردم البته اطمينان دارند اما برخي طرفداران نامزدها هم اطمينان داشته باشند كه نظام جمهوري اسلامي اهل خيانت در اراي مردم نيست و ساز و كارهاي قانوني انتخابات در كشور ما اجازه ي تقلب نميدهد ان هم تقلب در حد يازده مليون
میر حسین قبل از انتخابات:رهبر انقلاب در هر شرايطي از دولتها حمايت کرده اند و اين مسئلهي بسيار مهمي است. ما در کشور خود يک قانون اساسي داريم که در آن جايگاه نهادهاي مختلف به دقت مشخص شده است و ما هم بايد از همين جا شروع کنيم؛ اينجا بحث از سليقهي اينجانب و ديگري بيهوده است و اگر کسي به قانون اساسي اعتقاد نداشته باشد و نامزد شود، با مردم خدعه کرده است. بنده هم به ولايت فقيه معتقدم و اگر انتخاب شوم براي حل مشکلات مردم حتما ارتباطي قوي با مقام معظم رهبري ايجاد خواهم کرد. (مهندس موسوي ديدار با جمعي از نخبگان استان خوزستان، 1388)
میر حسین بعد از انتخابات:از ما خواسته ميشود كه در اين شرايط شكايت خود را از طريق شوراي نگهبان پيگيري كنيم حال انكه اين شورا در عملكرد خود چه قبل و چه حين و چه بعد از انتخابات عدم بي طرفي خود را به اثبات رسانده و نخستين اصل در هر داوري رعايت بي طرفي است نگذاريد دروغ گويان و متقلبان پرچم دفتع از نظام اسلامي را از شما بربايند ما به دست اندر كاران توصيه ميكنيم امكان تجمع هاي مسالمت اميز را نه تنها فراهم كنند بلكه چنين گرد هم ايي هايي را تشويق كنند .در عين حال به اعتقاد راسخ خويش مبني بر باطل بودن انتخاباتي كه گذشت پاي مي فشارم
مقام معظم رهبری:اگر قرار باشد بعد از انتخابات انهايي كه راي نياورده اند اردوكشي خياباني كنند اصلا چرا انتخابات برگزار ميشود؟تجمع هاي خياباني بهترين پوشش براي تروريست هاي نفوذي و ضربه هاي تروريستي است برخي ها بدانند كه با حركات خياباني نميتوان اهرم فشار بر ضد انقلاب بوجود اورد چرا كه تن دادن به مطالبات غير قانوني زير فشار نوعي ديكتاتوري است بنده زير بار بدعت هاي غير قانوني نميروم چرا كه در هر انتخاباتي طبعا برخي برنده نيستند و اگر امروز چهارچوب هاي قانوني شكسته شود در اينده نيز هيچ انتخاباتي مورد اعتماد ملت نخواهد بود و مصونيت نخواهد داشت مجاري قانوني تنها راه رسيدگي به شبهات مطرح شده است به همه ي دوستان قديمي و برادران توصيه ميكنم با سعه ي صدر بر خود مسلط باشند و دستهاي دشمن و گرگ هاي كمين كرده را كه امروز به ترديج نقاب ديپلماسي را كنار زده اند ببينند و از ان ها غفلت نكنند.اگر كساني بخواهد راه ديگري بروند انوقت من خواهم امد و با مردم صريح تر صحبت خواهم كرد
میر حسین موسوی:نتایجی که برای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اعلام شد بهتآور است؛ مردمی که در صفهای طولانی اخذ رای شاهد ترکیب آرا بودند و خود میدانند که به چه کسی رای دادهاند با حیرت تمام به شعبدهبازی دستاندرکاران انتخابات و صدا و سیما نگاه میکنند. آنان اینک بیش از همیشه به دنبال آن هستند که بدانند چگونه و توسط چه کسانی و مقاماتی طرح این بازی بزرگ ریخته شده است. اینجانب ضمن اعتراض شدید به روند موجود و تخلفات آشکار و فراوان روز انتخابات هشدار میدهم که تسلیم این صحنهآرایی خطرناک نخواهم شد.
امام خمینی: من باز به همه اين آقاياني كه ميخواهند نطق كنند و اعلاميه بدهند و نميدانم نامه سرگشاده بفرستند و ازاين مزخرفات، به همه اينها اعلام ميكنم كه برگرديد به اسلام، برگرديد به قانون ، برگرديد به قرآن كريم ، بهانه درست نكنيد كه اسباب اين بشود كه شما همه به انزوا كشيده بشويد. من به بسياري از شما علاقه دارم و ميل دارم كه همه به قانون عمل كنند و همه در جاي خود باشند و چنانچه اينطور نباشد، مسئله طور ديگر خواهد شد. (صحيفه امام جلد 14 صفحه 415)
میر حسین:به مسوولان توصیه میکنم بیش از آن که دیر شود این روند را فورا متوقف کنند و همگی به خط قانون و امانتداری از آرای ملت بازگردند و بدانند که خروج از عدالت مشروعیت زداست. آنان بیش از هر کس دیگر از این حقیقت باخبرند که در این کشور انقلابی بزرگ و اسلامی صورت گرفته است. کمترین پیام انقلاب ما این است که مردم آگاهند و در برابر کسانی که با تقلب روی کار بیایند تمکین نخواهند کرد
امام خمینی:نميشود از شما پذيرفت كه ما قانون را قبول نداريم. غلط ميكني قانون را قبول نداري!قانون تو را قبول ندارد نبايد از مردم پذيرفت، از كسي پذيرفت ، ما شوراي نگهبان را قبول نداريم. نميتواني قبول نداشته باشي. مردم راي دادن به اينها ، مردم 16 ميليون تقريبا يا يك قدري بيشتر راي دادن به قانون اساسي. مردم كه به قانون اساسي راي دادند منتظرند كه قانون اساسي اجرا بشود؛ هر کس از هرجا صبح بلند ميشود بگويد من شوراي نگهبان را قبول ندارم ، من قانون اساسي را قبول ندارم ،من مجلس را قبول ندارم ، من رئيسجمهور را قبول ندارم ، من دولت را قبول ندارم. نه ! همه بايد مقيد به اين باشيد كه قانون را بپذيريد ، ولو برخلاف راي شما باشد. بايد بپذيريد، براي اينكه ميزان اكثريت است ؛ و تشخيص شوراي نگهبان كه اين مخالف قانون نيست و مخالف اسلام هم نيست ، ميزان است كه همه بايد بپذيريم. (صحيفه امام جلد 14 صفحه 378)
تعدادي از اغتشاش گران در حوالي خيابان آزادي به سوي مهد كودك "آواي باران " تيراندازي كردند كه بر اثر آن مادر و دختري كه پشت درب ساختمان مهدكودك بودند مورد اصابت گلوله قرار گرفته و به شهادت رسيدند.
امام خمینی:اگر يك جايي عمل به قانون شد و يك گروهي در خيابانها برضد اين عمل بخواهند عرض اندام كنند، اين همان معناي ديكتاتوري است كه مكرر گفتهام قدم به قدم پيش ميرود، اين همان ديكتاتوري است كه به هيتلر مبدل ميشود انسان،اين همان ديكتاتوري است كه به استالين انسان را مبدل ميكند. اگر قانون در يك كشوري عمل نشود
كروبي: نتايج اعلام شده براي انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري چنان مضحك و شگفت است كه در بيان و بيانيه نمي آيد و بايد فكر ديگري كرد . اين شيوه راي گيري و شمارش آرا يادآور شمارش آرا مرحوم مدرس است
امام خميني: كساني كه ميخواهند قانون را بشكنند اينها ديكتاتوراني هستند كه به صورت اسلامي پيش آمدهاند يا به صورت آزادي و امثال اين حرفها. اگر همه اين آقايان كه ادعاي اين را ميكنند كه ما طرفدار قوانين هستيم ، اينها با هم بنشينند و قانون را باز كنند و تكليف را از روي قانون همه شان معين كنند و بعد هم ملتزم باشند كه اگر قانون برخلاف راي من هم بود من خاضع ام ، اگر بر وفاق هم بود من خاضعام ،ديگر دعوايي پيش نميآيد؛ هياهو پيش نميآيد.
(صحيفه امام جلد 14 صفحه 415)
مير حسين: اینجانب امروز طی نامهای تقاضای خودرا مبنی بر ابطال نتایج انتخابات اخیر به شورای نگهبان ارایه کردم و این کار را تنها راه حل برای بازگشت اعتماد عمومی و حمایت مردم از دولت میدانم. ما از مسوولان درخواست کردهایم که مجوز برگزاری یک راهپیمایی بزرگ در تمامی شهرهای کشوربه ما داده شود تا در طی آن مردم فرصتی برای نمایش مخالفت خود با شیوه برگزاری انتخابات و نتایج آن پیدا کنند.
امام خميني: قانون معنايش اين است كه{ همه} چيزها {را} به حسب قانون اسلامي ، به حسب قانون كشوري كه منطبق با قوانين اسلام است ، همه را ،وظيفهاشان را قانون معين كرده. بعد از اين كه قانون وظيفه را معين كرد ، هر کس بخواهد كه برخلاف او عمل بكند، اين يك ديكتاتوري است كه حالا به صورت مظلومانه پيش آمده است و بعد به صورت قاهرانه پيش خواهد آمد و بعد اين كشور را به تباهي خواهد كشيد و اين كشور وقتي به تباهي كشيده شد و اين مردم متفرق و مختلف با هم شدند ، اين همان وظيفه اي است كه براي ابرقدرتها بايد انجام بدهد اين آدم انجام داده، ولو خودش نمي فهمد، اگر بفهمد كه ديگر مصيبت بالاتر است،لكن خودشان ملتفت نيستند.
(صحيفه امام جلد 14 صفحه 415)

بلاخره سیاهی شب به پایان رسید سپیدی صبح رخسارشو نشون داد بعد از مدتی قیل و قال و هیاهو اینکه چه کسی بیشترین ارا رو کسب کنه یقینا برای همه مهم بود امروز این دولت دکتر احمدی نژاد است که گوی سبقت را ربوده علی رغم توهین ها و تهمت هایی که نه تنها به دولت نهم بلکه به حامیان دولت زده شد و این مصداق بارز و مکرو و مکر الله و الله خیر الماکرین است.آری میزان رای ملت است و مشاهده کردیم که این ملت پذیرای دولتی صادق و عدالت پیشه است این پیروزی بزرگ که وامدار الطاف بی کران امام عصر و زحمات و دعای خیر مردم عزیز است را به پیشگاه امام زمان و تمامی دوستداران دولت دهم تبریک عرض میکنم.
خودمونیها:راستش این هفته ی اخر تبلیغات تمام وقت خودم رو صرف انتخابات کردم به انحای مختلف از بروشور گرفته تا همایش ها متعاقبا استرس های زیادی هم در این بین وجود داشت اینکه چه کسی ریاست قوه ی اجرایی رو بر عهده بگیره با در نظر گرفتن تمامی جوانب برام بسیار مهم بود خلاصه چنین موفقیتی در حافظه ی تاریخی جهان خواهد ماند.خالی از لطف نیست اظهارات میر حسین در باب پیروزی انتخاباتی اش بخوانید اینجا
گاف انتخاباتی:وقت انگشت زدن رخ داد که به جای انگشت سبابه انگشت بغل سبابه رو جوهری کردم در نوع خودش پدیده بود چون موجبات شادمانی عده ای رو فراهم کرد.










آقاي ميرحسين داد سخن بر آورده اید كه رسانه ها و مطبوعات بايد از آزادي برخوردار باشند حال كه اگر در بطن و واقعيت امر جستجو كنيم در خواهيم يافت كه در دولت وقت شما اموري خلاف آزادی مشروع مطبوعاتي به تحقق پيوسته . مثبت مدعاي ما سخنان آقاي توكلي نماينده ي مجلس شوراي اسلامي است ايشان كه در دوره ي مير حسين موسوي در بطن امور قرار داشتند نسبت به عملكرد دولت موسوي ميگويند:گزارش اقتصادي سال 1363كه دولت موظف است هرسال منتشر كند، با تاخير منتشر شد. اين گزارش طبق قانون برنامه و بودجه بايد شهريور سال بعد منتشر ميشد. اين گزارش در سه جلد منتشر شد و ابتداي آن هم مستند قانوني انتشار را ذكر كرده بود. اين گزارش خلاصهاي داشت كه من آن خلاصه را پسنديدم زيرا نقد دولت ميكرد. البته در برخي جاها ظالمانه بود. من اين گزارش را به صورت سلسله مقاله در روزنامه چاپ ميكردم و آنجا را كه ظالمانه تشخيص ميدادم از نظام و دولت دفاع ميكردم. انتشار اين مقالات بقدري براي دولت تلخ آمد كه آقاي موسوي در مصاحبهاي با خبرنگاران اعتراض كرد كه اسناد محرمانه منتشر ميكنند، در زمان جنگ به دشمن گرا ميدهند. اين درحالي بود كه ما فقط گزارش اقتصادي سال را منتشر كرديم گزارشي كه محرمانه نبود و طبق قانون بايد براي اطلاع عموم منتشر مي شد. الان من وقتي ياد آن روزها مي افتم و شعارهاي اخير درباره گردش آزاد اطلاعات را مي بينم، به خودم مي گويم ان شا الله آقاي موسوي واقعا از درون متحول شده باشند و اين حرفهاي قشنگ فقط شعار انتخاباتي نباشد چرا كه اين شعارها با عملكردشان خيلي سازگار نيست. در سال 62 وقتي برخي از اعضاء دولت يعني بنده ، آقاي عسگراولادي ، آقاي پرورش ، آقاي ناطق نوري ، آقاي ولايتي، آقاي مرتضي نبوي و آقاي رفيقدوست با رويههاي دولت سالارانه و سوسياليستي برخي وزرا مخالفت كرديم و متوجه شديم كه آقاي موسوي در عمل از آن رويهها و افكار انحرافي حمايت ميكنند، بعد از چندين بار بحث و مذاكره ، من و آقاي عسگراولادي كه از مسوولان اقتصادي كابينه بوديم تصميم گرفتيم خودمان استعفا دهيم تا تيم اقتصادي كابينه دچار دو دستگي نشود. قرار شد آقايان ناطق و پرورش بمانند و به دولت كمك كنند بعد از اينكه ما 2 نفر استعفايمان را تقديم كرديم متوجه شديم آقاي موسوي ، آقايان مرتضي نبوي و ناطق نوري را به شكلي ناگهاني و غيرمحترمانه از كابينه اخراج كردند. دليل اخراج آنها صرفا اين بود كه آنها به رويهها و تصميمهاي دولت سالارانه تيم اقتصادي آقاي موسوي اعتراض داشتند. در كابينه دوم نيز آقاي پرورش و آقاي رفيقدوست را معرفي نكردند. اين قبيل برخوردهاي آقاي موسوي با جملهاي كه از قول ايشان نقل كرديد چندان سازگار نيست. ذكر گفته هاي سيد مرتضي نبوي عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام نيز دراين اثنا خالي از لطف نيست : موسوي در حالي نخست وزير شد كه تقريبا هيچگونه تغييري در كابينه وي نسبت به كابينه شهيد باهنر ديده نميشد و در واقع ميتوان گفت كه كابينه موسوي ابتكار خودش نبود بلكه همان كابينه كوتاه مدت شهيد باهنر و البته آيت الله مهدوي كني بود.
سيد مرتضي نبوي ادامه داد: زماني كه ما در دولت موسوي وزير حضور داشتيم، به همراه چند نفر از ديگر وزرا با سياستهاي اقتصادي دولت مخالف بوديم و اين اختلافات در زماني شدت گرفت و در نهايت منجر به اين شد كه موسوي در دور دوم نخست وزيري خود به جز ولايتي و عسگر اولادي بقيه وزرا را تغيير بدهد.اقاي ميرحسين شما در بيانات و گفته هاي خود از انديشه و راه امام خميني سخن رانديد حال كه بدون اينكه امام را در جريان استعفا خود بگذاريد، استعفا داديد و براي اولين بار استعفاي شما را در روزنامه جمهوري اسلامي كه منتسب به خود وي بود، ديديم و حتي چند روز پس از اين استعفا، معلوم نبود كه موسوي كجاست، لذا امام موسوي را فراخوانده و با لحني وي را خطاب كردند كه بايد استعفاي خود را پس بگيريد كه بقيه ماجرا را ميتوان در صحيفه حضرت امام ديد.اقاي موسوي شما عملكرد خود را در دوران نخست وزيريتان بازنگري كنيد .دور اول نخست وزيري شما آنقدر فجايع به وجود آورد(خطبه هاي هاشمي رفسنجاني :در دوران مير حسين تورم وضعيت بد اقتصادي فقر و ...) كه در دور دوم رئيس جمهوري وقت نمي خواستند كه موسوي را به عنوان نخست وزير به مجلس اعلام كنند رئيس جمهور وقت از امام درخواست کردند كه به ایشان حكم كنند تا موسوي را به عنوان نخست وزير معرفي كند تا در اين صورت حجت نيز بر او تمام شود، چرا كه رئیس جمهور وقت میگفتند : بنده حجت شرعي براي معرفي ميرحسين موسوي به عنوان نخست وزير ندارم. لذا اين موضوع را را با امام (ره) مطرح كردند .از اظهار نظر امام (ره) اطلاع يافتند امام فرموده بودند به عنوان يك شهروند موافق هستم. آنچه مسلم است ایشان موافقت خودشان را تنها در قالب یک شهروند بیان کردند اما در قالب رهبر انقلاب موافقت خودشان را در این باب تصریح نکردند .شما از بي قانوني بودن دولت نهم سخن ميگوييد در حالي كه مرتضي نبوي(عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام) و احمد توكلي(نماينده ي مجلس) را صرفا به اين خاطر كه لايحه ي بودجه را برخلاف رغبت شما محرمانه به مجلس ندادند و در روزنامه ي رسالت منتشر كردند به دادگاه فراخوانديد با در نظر گرفتن اين مهم (اين اقدام كه لايحه بودجه به صورت محرمانه به مجلس ارسال شود) مغاير با قانون بود.اقاي مير حسين موسوي شما از تورم 25 در صدي دوات نهم ميگوييد حال كه هاشمي رفسنجاني در خطبههاي نماز جمعه سالهاي 68، 69 و 70 به ارزيابي و نقد عملكرد شما پرداخته تعجب نكنيد انان كه امروز داعيه دار بر حق شما شده اند روزي از منتقدان سرسخت و برحق شما بوده اند آري هاشمی خطاب به شما ميگويد من يک بار در جلسهاي گفتم ما الان پانصد ميليارد تومان طرح نيمه کاره داريم ميدانيد پانصد ميليارد تومان تقريباً 8 برابر بودجه امسال ماست که اينها همه در اين برنامه بايد تکميل شود. ماندن اينها خيانت است همانطور که ماندن آنها باعث خسارت شده است. سال به سال گرانتر ميشوند تورم مال اينهاست اصل تورم را شما اينجا ببينيد که ما اينقدر سرمايهگذاري بدون نتيجه کرديم. اين تنها بخش ناچيزي است اگر استقراض چمد مليوني شما را هم از بانك مركزي به ان اضافه كنيم عمق فاجعه را بهتر ميتوان جستجو كرد .اقاي ميرحسين ان جا كه داد سخن گشوديد و از لطمات و خسارت هاي وارده به اقتصاد كشور به دليل بي برنامگي سخن گفتيد به ياد اقتصاد دولت شما فتاديم ان جا كه هاشمي رفسنجاني اقتصاد را ملقب به مريض بودن كرد .اقتصاد مريض متعاقبا و به مراتب تبعاتي چون فقر را به دنبال خواهد داشت .اقاي ميرحسين از تورم 25 درصدي سخن ميگوييد و امار فقر ميدهيد حال كه دوست و يار غمخوار شما هاشمي رفسنجاني در خطبه هاي نماز جمعه ي خود در سال 69 از فقر مضاعف در دولت شما سخن گفتند : سهم سرانه ما از توليد در سال 67، 23 هزار ريال بود که در اوج خوبي آن نزديک به 40 هزار تومان بوده است، يعني 53 درصد ما داشتيم و هر ايراني در اين دوران 50 درصد فقير شده بود. فقر واقعي يعني اين و بقيه چيزها را آدم نميفهمد. حالا خانهاش، فرشش، غذايش چطوري است، اينها را هر کسي ميتواند در معيارهاي اقتصادي تحمل کند و مسائل خاص خودش را دارد. اما فقر واقعي در اقتصاد کشور يعني کم شدن توليد سرانه و ما دچار اين مصيبت شده بوديم يعني جامعه ايراني را وقتي محاسبه کرديم درآمد هر فردش در مجموع توليدات کشور تقريباً نزديک 50 درصد کم شده بود که اين فقر را خيال ميکنيم که با فشارها و تقسيمها و سهميهبنديها و امثال اينها بتوانيم جبران کنيم که فقر جبران نميشود. اگر دولت موفق باشد فقر را ميتواند به صورت صحيح بين افراد تقسيم کند. اگر نظام توزيع درست باشد، هنرش اين است که اين فقر را تقسيم کند و همه کم بخورند، کم بپوشند که ما اين کار را نتوانستيم انجام دهيم. شما در زمان جنگ ديديد که يک عده ماندند و نه در جنگ شرکت کردند و رفتند در بازار سياه و از اين چند نرخيها استفاده کردند و آنها هم اين فقر را نسبت به طبقه مستضعف قويتر کردند. بنابراين طبقه مستضعف ما فقر مضاعف داشت.با اين وجود تورم 25 درصد دوات در مقابل نرخ تورم سال 66 كه 7/27 درصد بوده و در سال 67، كه 89/28 درصد بوده رقم كلاني نيست اقاي ميرحسين اين ها درد نامه هايي است كه با سكوت 20 ساله ي شما در مقابل انحرافات بزرگي مثل روند ليبرال سرمايهداري و مفاسد اقتصادي دوران كارگزاران ، ماجراي شهردار تهران، ماجراي شهرام جزايري و پول گرفتن نمايندگان از وي، ماجراي 18 تير ، تحصن برخي نمايندگان در مجلس عليه قانون اساسي، قتلهاي زنجيرهاي، خصوصيسازيهاي آلوده دهه 70 و نظاير آن قابل دفاع نيست.
لینک مرتبط:جزييات تازه از حلقه بسته مديريتي در دولت موسوي و برخورد با تنها روزنامه منتقد
مرغ باغ ملكوت را چه به خاك نشيني؟ سبكبالان شيداي حريم حرم را چه به آسودگي؟ وقتي كه مستغرق در جلوه
دوست در نياز و راز و نمازي و همه لذايذ و حلاوتهاي عالم را به لحظهاي از لحظات ذكر يار، نفروشي، آنسان خواهي شد كه ايشان شد؛ غرق در محبت و معرفت و پربهجت، چون وارستگان بار يافته در كهكشان؛ هماناني كه به مقام بيانتهاي انقطاع از غير و كمال انفصال از ذيل رسيدهاند و در سدرة المنتهي، در صدر هستي، همنشين يار شدهاند. از چيست اين؛ جز آنكه خطاب «و لَهَدَيْناهُم صِراطاً مستَقيماً» (نساء/68) قرار گرفتهاند و به كلام و فرمان حق دل سپرده كه فرمود: «مُوتوا قَبْلَ اَنْ تَموُتوا»(حديث قدسي)
راه يافته در حلقه و زمره پر جذبه نور را كه اشتياق و اختياري نيست تا دل در گرو ديگري نهد. ميميراند تعلق را و ميشويد دل را از هر آنچه غير حقيقت است تا جَلَوهاي شود از جلوات حضرت عشق و آينهاي براي رؤيت عظمت جلّ و عَلي. ميروياند وجود خويش را در ترنّم اشك و اشتياق و شيدايي و زنده ميشود دلش به عشق؛ چونان زندگاني كه حيات طيّبه قرآني و عرفاني را يافتهاند. اينان را چه به مرگ، كه زندهترين زندگان زندگاني ابدياند.
خدا را مهلتي اي پير هميشه نوشان از مي عشق! اندكي آهستهتر كه از وجودت گوهري هنوز نگرفته اين دل ما! اندكي تأمل كه جانها تازه مدهوش است از نگاه پر شرارهات! اگر چه سكونت كوي دوست را نتوان فروخت به دنيايي، وليك چه بسيارند دلدادگانت كه حق حيات معنوي بر آنان داري. حيات بخش بودي بر مردگاني چون ما؛ چونان كه دم مسيحايي حضرت روح الله (س) ساكنان سركوي دوست را حياتي جاودانه بخشيد تا قيام و قيامت؛ تا ابد! زنده بودي و زنده ساختي، آن سان كه در لحظه عروجت باران بهاري، جوانه بر خاك مرده ميروياند. واژهها كوچكتر از آنند كه وصف تو بگويند. جملهها نارساتر از وصف بلنداي وجودت. به كدام حرف و واژه بسنده كنيم: «منوّر ايمان»، «اسوه پارسايي»، «زنده به عشق»، «مستغرق در صحبت يار»، «همنشين ماه و مهر»، «پرچم هدايت»، «مناره تقوا»، «كوه استوار عرفان»، «بنده نيكوكار»، «عبد صالح»، «استاد كامل»، «ثروتمندترين ابر مرد معنوي جهان»، «دارنده رداي مرگ اختياري». به كدام واژه تو را بخوانيم كه هر واژه را مردان صالحي بر تو نهادهاند كه خود از پيوستگان به وادي گمنامي و بينشانياند. از باريافتگان در تحت قباي ربّ الارباب كه فرمود: «اوليائي تَحْتُ قَبايي لا يَعرِفُهم غَيري» (حديث قدسي) از جمله «فِي السّماءِ مَعْروفون وَ فِي الاَرضِ مَجْهولون». (نهج البلاغه) ما را چه به رهيافتن در حضيرة قدسي آسمانيان! سخن ناگويا و خامه در خود شكافته است، از بيان ذرّهاي از بيكراني ژرفاي وجود پر بهجت ايشان.
تنها ماييم كه دير رسيده بر قافله معرفت تو، انگشت حسرت به لب، ميخوانيم كه «نشان يار سفر كرده از كه پرسم باز» دلخوش به آنيم كه با قافله مطيعان خدا و رسول و وارثان انبيا و صديقين و شهدا و صالحان، آشناييم و سربلنديم كه رفيق و همنشين آنان، هر چند دورادور و پاي در گل و مانده در دام نام و نان! اگرچه «زبان خامه ندارد، سر بيان فراق»، ليك خرسنديم به دوستي با دوستان بهترين دوستان خدا و پيوستگي با كريمه نور كه فرمود: «وَ مَنْ يُطع الله و الرسول فاولئك مع الذين اَنعَمَ الله عليهم من النّبيّينَ و الصّديقين و الشهداء و الصالحين و حَسُنَ اولئكَ رفيقاً» (نساء/69).داغ دل ما را چه شفا و مرهمي است، جز به اين اميد كه شادان و خرامان به حريم آسمانيان در زمزمه با امام غايب از ديده، چنين پر كشيدي اي آسماني مرد!
مزن بر دل ز نوك غمزه تيرم
كه پيش چشم بيمارت بميرم
چنان پر شد فضاي سينه از دوست
كه فكر خويش گم شد از ضميرم
قدح پر كن كه من در دولت عشق
جوانبخت جهانم گرچه پيرم
خوشا آن دم كز استغناي مستي
فراغت باشد از شاه و وزيرم
من آن مرغم كه هر شام و سحرگاه
زبام عرش ميآيد صفيرم (حافظ)
كنون كه وجود ايشان در جوار رحمت حق آرميده و بانگ الرّحيل فرموده، شنوايان و بينايان اهل راز، اين خطاب حق را ميشنوند و ميبينند:
«و سلامٌ عَليه يَومَ وُلِدَ و يَومَ يَموتُ و يَوْمَ يُبعَثُ حيّاً» (مريم/ 15)
نياز نيمه شبي و دفع صد بلا بكند

توفيق و سعادت وصف ناشدني حضور در تشييع جنازه ي عبد صالح عالم رباني و مرجع تقليد تشيع نصيبمان شد. جاي همه ي دوستان خالي.انشا الله كه مقبول افتد به درگاه حق.
پ.ن :هيچ باراني جاي تو را نخواهد گرفت.
آیت الله العظمی محمد بهجت فومنی در اواخر سال 1334 ه.ق. در خانواده ای دیندار و تقوا پیشه، در شهر مذهبی فومن واقع دراستان گیلان، چشم به جهان گشود. هنوز 16 ماه از عمرش نگذشته بود که مادرش را از دست داد و از اوان کودکی طعم تلخ یتیمی را چشید.
درباره نام آیت الله بهجت خاطره ای شیرین از یکی از نزدیکان آقا نقل شده است که ذکر آن در اینجا جالب مینماید، و آن اینکه:
پدر آیت الله بهجت در سن 16-17 سالگی بر اثر بیماری وبا در بستر بیماری می افتد و حالش بد می شود به گونه ای که امید زنده ماندن او از بین می رود وی می گفت: در آن حال ناگهان صدایی شنیدم که گفت:
تا اینکه با آن حالت خوابش می برد و مادرش که در بالین او نشسته بود گمان می کند وی از دنیا رفته، اما بعد از مدتی پدر آقای بهجت از خواب بیدار می شود و حالش رو به بهبودی می رود و بالاخره کاملاً شفا می یابد.
چند سال پس از این ماجرا تصمیم به ازدواج می گیرد و سخنی را که در حال بیماری به او گفته شده بود کاملاً از یاد می برد.
بعد از ازدواج نام اولین فرزند خود را به نام پدرش مهدی می گذارد، فرزند دومی دختر بوده، وقتی فرزند سومین را خدا به او می دهد، اسمش را « محمد حسین» می گذارد، و هنگامی که خداوند چهارمین فرزند را به او عنایت می کند به یاد آن سخن که در دوران بیماری اش شنیده بود می افتد، و وی را « محمد تقی » نام می نهد، ولی وی در کودکی در حوض آب می افتد و از دنیا می رود، تا اینکه سرانجام پنجمین فرزند را دوباره « محمد تقی » نام می گذارد، و بدینسان نام آیت الله بهجت مشخص می گردد.
کربلایی محمود بهجت، پدر آیت الله بهجت از مردان مورد اعتماد شهر فومن بود و در ضمن اشتغال به کسب و کار، به رتق و فتق امور مردم می پرداخت و اسناد مهم و قباله ها به گواهی ایشان می رسید. وی اهل ادب و از ذوق سرشاری برخوردار بوده و مشتاقانه در مراثی اهل بیت علیهم السلام به ویژه حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام شعر می سرود، مرثیه های جانگدازی که اکنون پس از نیم قرن هنوز زبانزد مداحان آن سامان است.
باری آیت الله بهجت در کودکی تحت تربیت پدری چنین که دلسوخته اهل بیت علیهم السلام به ویژه سید الشهداء علیه السلام بود، و نیز با شرکت در مجالس حسینی و بهره مندی از انوار آن بار آمد. از همان کودکی از بازیهای کودکانه پرهیز می کرد و آثار نبوغ و انوار ایمان در چهره اش نمایان بود، و عشق فوق العاده به کسب علم و دانش در رفتارش جلوه گر.
از مناجاتهای شهید چمران
همراه شمع مي سوزم و به دنبال او اشك مي ريزم و با امواج دريا به بي نهايت مي روم و تا ستارگان دور آسمان صعود مي كنم و در كهكشان محو و نابود مي گردم...
چه احساس عجيبي! چه تجربه زيبايي! چه نماز مقدسي! چه عبادت عميقي! چه عشق بازي سوزاني! چه شب قدري! چه معراج و صعودي و وحدتي!
خدايا! تو را شكر مي كنم كه از قفس جسم آزادم كردي. از زير فشار كوههاي غم نجاتم دادي. از ميان طوفانهاي ظلمت و جهل و كفر بيرونم كشيدي. از گردابهاي خطرناك سقوط و ياس و پژمردگي نجاتم دادي.
خدايا! تو را شكر مي كنم كه قلبم را با سوزش شمع هماهنگ كردي. ديدگانم را به قدرت اشك، حيات دادي. روحم را با وسعت آسمان بي پايانت به بي نهايت، اتصال دادي
مرگ به سراغم مي آيد؛ آن قدر آرام و مطمئن به او نگاه مي كنم كه گويي خضر پيغمبرم...
خدايا از من سندي اگر بطلبي قلبم را ارائه خواهم داد و اگر محصول عمرم را بطلبي، اشك را تقديمت خواهم كرد.
هر كس به اتش عشق بسوزد بس او شهيد است .پيامبر اكرم (ص)
بهجت يعني شادمانی و تازگی و تو شاد بودي از عشق بازي سوزانت وچه زيبا پيمودي ره عشق را .۱.طلب۲.عشق.۳معرفت۴.استغنا۵.توحید۶.حیرت۷.فقر وفنا.مسجد فاطميه و محراب_نماز جماعت و مردم_اشك هاي تو در نماز_لرزش دل ها توامان_گريه ي اسمان در نبود تو_لرزش دل ها توامان_سجاده ي مانوس با محراب_محراب مانوس با تو _ ارزش دل ها توامان _محراب و سجاده و لرزش دل ها بي تو
آتش عشــق است کانــدر نــی فتــاد/ جوشش عشق است کاندر می فتاد
هـر چـه گویـم عشق را شــرح و بیان /چون به عشق آیم خجل گردم ازآن
چون سخن در وصف این حالت رسید /هم قلم بشکست و هم کاغذ دریــد
عقل در شرحش چو خر درگل بخفت /شرح عشق و عاشقی هم عشق گفت
علـــت عاشــــق زعلتها جـــداست/ عشق اصطرلاب اســــرار خداست
بسمه تعالی
انا لله و انا الیه راجعون
روح ملکوتی اُسوه عارفان ، عالم ربانی ، فقیه صمدانی و مرجع تقلید شیعیان جهان حضرت آية الله العظمی محمد تقی بهجت « رحمة الله علیه » به ملکوت اعلی پیوست ، این مصیبت عظمی را به ولی الله الاعظم « عجل الله تعالی فرجه الشریف » و عموم شیعیان جهان تسلیت عرض می کنیم .
مراسم تشییع پیکر مقدس آن عبد صالح ، روز سه شنبه مورخ 29 / 2 / 88 ساعت 10 صبح از میدان جهاد واقع در خیابان باجک ( 19 دی ) به سوی حرم مطهر فاطمه معصومه « سلام الله علیها » انجام خواهد گرفت .
دفتر معظم له
هنوز نتوانسته ام خودم را قانع كنم كه رجل معناي ديگري هم دارد رجلي كه روزي در مقابل نسا مي امد. در قران ميخوانیم الرجال قوامون علي النسا. مصاديق رجل كم نيست اما گويا معاني آن بسيار است آيا؟بهمان حق دهيد وقتي در فقه معنايش مرد است در عرف در قانون در قران و...اين همه را چشم پوشي كنيم ايا؟چشم اين را هم مي پذيريم اما در اين ميان هستند عده اي كه هميشه در رصد به سر ميبرند و سر درد هايشان تمامي ندارد كساني كه به دنبال تاييد كانديداتوري بانوان از هر حربه اي استفاده ميكنند تا بلكه دارويي بيابند براي سر دردهاي صعب العلاج خود .اقايون فقهي بعضی ها گفته اند : برای رئیس جمهور شدن زنان، قانون مدنی باید تغییر کند.حال ميتوان دو حالت متصورشد يا كانديداتوري زنان به قيمت تغيير قانون مدني و يا همان معناي فقهي_قانوني رجل . اين ها را ميگويم چون بعضي ها گفته اند :( بدون اصلاح قانون مدنی ما می توانیم رئیس جمهور زن داشتهباشیم؟ یعنی وقتی خانم رئیس جمهور میخواهند خارج از کشور و در کنفرانسی شرکت کنند، آنگاه همسرشان بگوید من اجازه نمیدهم. یا باید استثنا قائل شویم. پس مسئله زیرساختها مطرح است. ما تا زیرساختها را درست نکردهایم، چگونه گول یک نمایش بالای صحنه را بخوریم. بدون آنکه بدانیم پشت صحنه چه خبر است، اصلاً آیا میشود بگوییم زن بدون رضایت همسرش نمیتواند کار کند، بعد یک رئیس جمهور زن انتخاب کنیم. یا باید برای این استثنا قائل شویم و یا اینکه باید این را درست کنیم. آنچه در مورد رفع تبعیضها گفته شدهاست، شامل همه این امور میشود و بعد از اصلاح آن چند قانون خواسته شدهاست)بعضي ترهاي ديگر گفته اند كه از معاونان و يا وزراي زن استفاده ميكنم در جهت تلطيف جامعه.حضور زنان در اجتماع انقدر كم رنگ است كه جامعه فارغ از لطايف باشد ايا؟ حال شما بگوييد كدام يك را برگزينيم تغيير قانون يا همان معناي فقهي_قانوني رجل؟منكر آزادي زنان نميشويم چرا كه آزادي با بي بند و باري فرق دارد اما قبل از هر طرح و اقدامي فرهنگ آن بايد نهادينه شود چرا كه فرهنگ يك جامعه، اساس هويت آن جامعه است. تا آنجا كه مي توان بر اساس فرمايشهاي مقام معظم رهبري عامل فرهنگي را در مقابل عوامل ديگر همچون پول، علم و صنعت، بعنوان اولين، مهمترين و مؤثرترين عامل در خلق و شكوفايي آينده يك جامعه و تعيين سرنوشت آن دانست. در غير اينصورت ان طرح بسان بنايي بدون ستون خواهد بود كه به يكباره فروكش خواهد كرد. آن روز كه همسرجناب مير حسين موسوي به همراه ايشان در جمعي وارد شدند عده اي سردردشان مجال نداد آمدندو گفتند اين كه خانم رهنورد زير چادرشان روسري قرمز به سر كرده اند و اينكه دستانشان را بالا بردند براي مخاطبان خود نويدي است براي ازادي زنان و ميتوان ان را روزنه اي در راستاي احقاق حقوق زنان قرار داد بله آن ها كه با يك مدل لباس و يك حركت دست تصميم ها گرفته و راه ها مي پيمايند همان هايي خواهند شد كه با تصويب قانون ازادي جنسي زنان شوهر دار پرچم خود را به منزله ي پيروزي بالا برده و ان را گامي صعودي در راستاي حقوق خود قلمداد ميكنند حال شما بگوييد كدام را برگزينيم؟ تغيير قانون آيا؟ يا همان معناي فقهي_قانوني رجل؟