تبليغاتX
دنياي حقوقي_سیاسی من

دنياي حقوقي_سیاسی من

پیرو مطلب قبلی اینجانب تماس گرفتم با دفتر حضرات جناب مکارم

اول شخصی که برداشت حاجاقایی بودن پرسیدم ببخشید یه صحبتی داشتم گفت بفرمایید پیرامون چه موضوعی؟گفتم اظهارات اخیر اقای مکارم مبنی بر غیرشرعی بودن مهریه و اینکه به گفته ی ایشون ابروی اسلام برده شده با این مهریه ها گفت چند لحظه صبرکنید وصل کرد به یه حاجاقای دیگه اوشون هم گفتن بزارید وصل کنم به یه حاجاقای دیگه ایشون اطلاعاتش بیشتر از بندس ما هم صبر کردیم به سوم شخص که وصل شد حاجاقایی بودن حاجاقا به تمام معنا اوهوم.گفتم ببخشید حاجاقا معمولا شخصی که میره اقامه ی دعوا میکنه باید دعواش رو اثبات کنه زنی که میره دادخواست مطالبه ی مهریه میده، مرد با دادن دادخواست اعسار مدعی میشه که من ندارم باید ادعاش رو ثابت کنه در حالی که اقای مکارم فرمودند مدعی ایسار یعنی زن باید اثبات کنه زن که ادعایی نکرده فقط درخواست مهریه داده والسلام. حاجاقا در جواب بهم گفت خانم صبر کن تند نرو تندنرو گفتم بفرمایید گفت زنی که مطالبه میکنه بطور ضمنی یعنی مدعی هست شوهرش داره و نمیده پس زن باید ثابت کنه گفتم ببخشید طبق قانون، دادگاه باید اثبات کنه ایا مرد داره یا نه از طرفی دادگاه مکلفه تنها به موضوع خواسته رسیدگی کنه نه بیشتر نه کمتر گفت نخیر خواهرم زن باید اثبات کنه گفتم مرد میگه ندارم زن نیومده بگه شوهرم داره که. زن فقط مطالبه ی حقشو کرده از طرفی این قانون سالهای سال مجری بوده الان خلاف شرع تشخیص داده شده؟حاجاقا جواب دادن حاجاقا(مکارم)قطعابیشتر از من و شما میدونن در پاسخ بهش گفتم انشا الله بعد پرسیدم غرض از این گفته ی اقای مکارم چی بوده؟گفت اینکه نباید زندان ها پر بشه از بدهکاران مهریه. گفتم هر دِینی ضمانت اجرایی داره پس بدهکاران چک هم ناچار بودن زندانها پر میشه نباید زندان بشن؟ گفت بله اما چون اول ازدواج خانمها اقایون رو گول میزنن به همین خاطر اقایون مهریه های زیاد تا تاریخ تولد زن سکه قبول میکنن من هم گفتم ببخشید تنها دلیلی که برای قاضی نشدن خانمها، فقها مطرح میکنن احساساتی بودن خانمهاست اینطور که شما گفتید پس اقایون احساسیتر و گول بخور هستن چطور در کسوت قضاوت میشینن؟گفت خواهرم وقت مارو نگیر گوشی رو تقی  گذاشت ...


اما خداییش بعضی حضرات که دو تا زن گرفتن و بعضا چهارتا گول خوردن؟

نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم آبان 1390ساعت 23:58 توسط شیوا سپهري| |

آیت الله مکارم شیرازی: «اگر کسی بدهکار بود او را زندان نمی اندازند، اعسار نباید ثابت شود، یسار باید ثابت شود، این خلاف شرع بیّن است که زندان بیندازند، اصل اولیه اعسار و نداشتن است، شما ثابت کنید توانایی پرداخت دارد و نمی دهد آن وقت زندان بیندازید، متاسفانه در این خصوص بر عکس عمل می شود و این خلاف شرع است و باید اصلاح شود.

ایشان بیان کردند: قانون دوم خلاف شرع این است که اگر ثابت شد کسی فرد معسر است و گفتند باید ماهی یک سکه به زوجه بدهد، ماه اول که پرداخت کرد زن باید تمکین کند، اما در قانون این گونه نیست، و می گویند هرگاه تمام اقساط پرداخته شد هر چند 50 سال و گاه صد سال طول بکشد بعد از آن زن به خانه بخت برود و این مضحک است.

سومین قانون خلاف شرع که باید اصلاح شود این است که شما می گویید در عقد قصد جدی شرط است، آیا جوانی که می گوید این میزان مهریه به طول مثال به سال تولد دختر را می دهم قصد دارد این میزان مهریه را پرداخت کند؟ مشخص است که این جوان قصد جدی ندارد که این میزان مهریه را پرداخت کند و همین که می گویند چه کسی داده و چه کسی گرفته شاهدی بر همین مدعا است.»



اینها گفته های اخیر ایت الله مکارم شیرازی هست ایشون معتقدن که کسی که مدعی اعساره نباید ثابت کنه کسی که طلبش رو میخواد (ایسار)باید اثبات کنه این در حالیه که طبق  قاعده ی فقهی البینه علی المدعی و الیمین علی ما انکر مدعی باید ادعای خودش رو اثبات کنه درسته که زن مطالبه ی مهریه کرده و در واقع مهریه دینی هست که بر ذمه ی شوهره منتها زن نمیگه شوهره من داره بده مهریه رو در واقع مهرشو به اجرا میگذاره طبق رای دادگاه محکوم به پرداخت میشه و بعد شوهر مدعی میشه ندارم و دادگاه ازش میخواد ادعاش رو ثابت کنه

قانون دومی که اقای مکارم شیرازی بهش نقد وارده کرده مربوط به  حق حبس هست که قانون برای زن قائل شده سوالی که میشه از اقای مکارم کرد و در هاله ای از ابهام باقی مونده اینه که چرا برای مهریه های سنگین و بالا مالیات قرار نمیدن؟این بهتر نیست تا عدم ثبت مهریه های سنگین؟وقتی پسر جوانی توانایی پرداخت مهریه رو نداره مگر مجبوره قبول کنه که حالا بیایم از قانون خرده بگیریم که نباید به زندان بروند و یا دفاتر از ثبت مهریه های سنگین عدول کنند؟تنها حقی که برای زنان در حقوق خانواده وجود د اره حق حبس هست قرار نیست شوهر 50 سال منتظر بماند تا همسرش به خانه ی  بخت برود چرا که مرد هم بیکار نیست سر سال نشده  میرود سراغ تعدد زوجات  چه برسد به 50 یا صد سال.


یادم میاد که وقتی تعدد زوجات رو تصویب کردن استدلالی که اوردن این بود که زنان بیوه و مطلقه زیاد هستند به لحاظ شرعی تعدد زوجات چیزه خوبی باید باشه غاقل از اینکه زن اول هیچوقت منتظر نمیمونه که هوو بیاد بالاسرش بلافاصله طلاق میگیره درسته که زن بیوه یا مطلقه ی قبلی به نوایی رسیده اما زن اول به امار مطلقه ها افزوده میشه ایکاش هر قانونی و یا هر صحبتی رو با پایه های استدلالی قوی مطرح میکردند...

 

به امید اونروز


پ.ن:پیشاپیش عیدتون مبارک

نوشته شده در جمعه سیزدهم آبان 1390ساعت 22:27 توسط شیوا سپهري| |

افتابه دزدها را به دار می اویزیم و به دزدان بزرگ درود می فرستیم .


مکندگان خون مردم دو گونه اند : زالوها و ماموران مالیات.



نوشته شده در جمعه سیزدهم آبان 1390ساعت 21:51 توسط شیوا سپهري| |

عید فطر آمد و ماه رمضان گشت تمام        

بـر شمـا همسفـران سفـر روزه سلام

روزه هاتان همه در پبش خـداونـد قبول         

روزگار خـوشتـان مظهـر تـوفیـق مـدام

عـزت و همتتـان شـاهـد تـاییـد  و ظفـر                

عیـدتـان خرٌم  و شیرینیتان بـاد بـه کام


پ.ن:با فرا رسیدن عید سعید فطر  امشب همه ی خسیس ها در اقدامی عجیب بیرون از خانه خوابیدند تافطریه ی خود را نپردازند!!!!!

پ.ن :عیدتون مبارک دلتون شاد...

نوشته شده در سه شنبه هشتم شهریور 1390ساعت 21:15 توسط شیوا سپهري| |

شب قدر بود. خب مقدار کمی نماز و دعا و لعن قاتلین امیرالمومنین و اینها انجام دادم. اما کمی فکر کردم که آیا عمل خیر دیگری هست که انجامش ساده باشد؟! بالاخره تجارت است دیگر!
دیدم که از مدت ازدواج موقتم، مقدار کمی باقی‌مانده. به متعه گرامی پیامک زدم که مایلم مدت باقی‌مانده را ببخشم و مجددا عقد موقت بخوانم و به هم محرم شویم. گفت اشکالی ندارد. گفتم تا آخر پاییز با مهریه یک ربع سکه خوبه؟ گفت بله!

یه کم عجیب بود چون متعه‌ام در این چندسالی که با هم بودیم، هیچ‌وقت مهریه مادی آنچنانی (حتی در حد همین ربع‌سکه) را هم قبول نمی‌کرد. حالا برایم عجیب بود که راحت قبول کرده بود. این خانم همان خانم بود اما نمی‌دانستم فکر دیگری در سر دارد!

مدت باقی‌مانده از عقد فعلی را به او بخشیدم و مجددا عقد موقت خواندیم تا آخر پاییز. بعد هم ضمن دعا و طلب برکت برای  من و متعه‌ام از خدا، بهش گفتم مبارک باشه.
او هم بعد تبریک گفت که: مهریه‌ام را به تو می‌بخشم!!!
و خلاصه من ماندم و غبطه به اینکه او چه سودی[2] کرد در این شب عزیز.

این متن برگرفته از وب سایت من و متعه ام میباشد سایتی که صرفا در جهت اشاعه ی متعه و عقد موقت برقرار شده نمیدانم ایا مدیران وبلاگ ها و یا سایت ها میدانند که درج برخی از مطالب  میتواند به همان اندازه که اثراث مثبت دارد اثرات سو هم داشته باشد یاخیر حال که برخی دیگر از مطالب نه تنها اثرات مثبت ندارند بلکه به مراتب باتوجه به شرایط مفسده امیز است در پاسخ به   نویسنده ی این مطلب کامنتی گذاشته ام که صرفا ایشان اشکالات ویرایشی از بنده گرفته اند و در قسمتی دیگر از پاسخشان اشاره کرده اند که احکام الهی را کلی بر سرشان تدبر کرده اند بله بنده هم مشکلی با احکام الهی ندارم اما همین حکم هم تابع زمان هست متاسفانه برخی احادیث و روایات را در جهت سو و به طور مفسده انگیزی به نفع خود تاویل میکنند.در ادامه پاسخ اینجانب به ایشون را به نمایش میگذارم.


شیوا:درخصوص متعه ای که شما در قالب احادیث و روایات سعی در ترویج ان دارید عارضم که متعه در شرایطی که دختر و پسر امادگی ازدواج را واقعا ندارند مشکلی نداره ضمن اینکه متعه کردن دختر باکره جایز نیست، اگر ترسیده شود از اینکه‏این کار سبب به فساد کشیده شدن دختر شود، یا ضرر وزیانى به‏دختر یا خانواده او برساند.حالا کدوم ازدواج موقتی هست که دختر باکره بعد از ان به فساد کشیده نشه؟یا باید هر چه سریعتر ازدواج دایم کنه و یا ازدواج موقت رو پیشه خودش کنه کدوم ازدواج موقتی هست که به دختر ضررو زیان روحی و عاطفی نزنه؟خصوصا دخترانی که در تعامل مستقیم با نامحرم نبوده و نیستن و از لطافت روحی بیشتری برخوردارند البته مسأله متعه اختصاص به زمان معیّنى نداشته، و ندارد، ولى گاهى (مثل زمان ما) شرایط ایجاب مى کند قیود و شرایطى براى آن قائل شوند، که افراد هوسباز از آن سوء استفاده نکنند. و تبلیغ از آن بدون فراهم شدن آن شرایط خالى از مشکلات نیست; اما در خصوص افراد متعهل که متاسفانه در میان افر اد مذهبی هم کم نیست این امر نه تنها نادرست است بلکه باعث اضمهلال و فروپاشی خانواده میشود مردی که ازدواج میکند پیوند عاطفی و اخلاقی و معنوی با همسرش منعقد کرده که هیچ جای توجیهی برای همسر دوم اختیار کردن ندارد مگر در جایی که زوجه دچار امراض شود در خصوص بخشش مهریه :شما سعی در ترویج بخشش و یا مهریه ی کم میکنید در حالی که امروزه در جامعه تنها پشتوانه ی مالی زن و یا تنها اهرم مقابله با مردانی که هدف از ازدواجشان را صرفا خواسته های خود میدانند است هر چند که به هیچ عنوان جبران زندگی از دست رفته شان نیست و نخواهد بود در هر عبارت و احادیت و روایاتی باید جنبه های عقلی ان را نیز در نظر گرفت در غیر اینصورت همان تقلید کورکورانه و تعصب های سلیقه ای پیش خواهد امد این نوشته های شما تنها باعث فروپاشی برخی خانواده هایی که زندگی تشکیل داده اند میشود و الا پسران و دخترانی که مقید به اداب اسلامی هستند خودشان با پیشرفت علم و نو اندیشی بسیاری از اینها را میدانند و ان هایی که مقید به شرع نیستند متعه را همانند زنا میدانند و بسا با خواندن نوشته های شما باعث بدبینی به قشر مذهبی میشوند.چرا در اخر اشاره نکردید که کسشی که به هر دلیلی مجرد میمونه اگر مسلط بشه بر خواسته های نفسانیش نوعی جهاد محسوب میشه؟مگر تنها در پی ترویج متعه باشید.

پاسخ مدیروبسایت من و متعه ام:

سلام. نوشتید «کدوم ازدواج موقتی هست که دختر باکره بعد از ان به فساد کشیده نشه؟» تا حالا ندیده بودم کسی اینقدر همه چیزو برعکس ببینه.

متعهل؟! اضمهلال؟!
فکر نمی‌کنید داشتن سواد، مقدم بر تراشیدن «باید» ها برای چگونگی نگرش به روایات و برداشت از آنهاست؟

بد نیست بدانید عقلا و نوابغ دین عمری را صرف تدبر در اینگونه امور کرده‌اند تا تونسته‌اند از روایات احکام مدنظر خدا را استخراج کنند.

شیوا:

شخصی که شرایط ازدواج را دارد چه نیازی به متعه دارد؟شما که متاهل هستید چرا متعهد نیستید؟

نوشته شده در شنبه پنجم شهریور 1390ساعت 15:13 توسط شیوا سپهري| |

آی آدم ها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید!
یک نفر در آب دارد می سپارد جان.
یک نفر دارد که دست و پای دایم می زند
روی این دریای تند و تیره و سنگین که می دانید.
آن زمان که مست هستید از خیال دست یاییدن به دشمن
آن زمان که پیش خود بی هوده پندارید
که گرفت استید دست ناتوانی را
تا توانایی بهتر را پدید آرید.
آن زمانی که تنگ می بندید
بر کمر هاتان کمر بند
در چه هنگامی بگویم من؟
یک نفر در آب دارد می کند بی هوده جان، قربان!



آی آدم ها که بر ساحل بساط دلگشا دارید!
نان به سفره، جامه تان بر تن؛
یک نفر در آب می خواند شما را.
موج سنگین را به دست خسته می کوبد
باز می دارد دهان با چشم از وحشت دریده
سایه هاتان را ز راه دور دیده.
آب را بلعیده در گود کبود و هر زمان بی تابی اش افزون
می کند زین آب، بیرون
گاه سر، گه پا

آی آدم ها!




او ز راه دور این کهنه جهان را باز می پاید
می زند فریاد و امید کمک دارد.
آی آدم ها که روی ساحل آرام در کار تماشایید!
موج می کوبد به روی ساحل خاموش
پخش می گردد چنان مستی به جای افتاده بس مدهوش.
می رود نعره زنان، وین بانگ باز از دور می آید:
«آی آدم ها.
و صدای باد هر دم دل گزاتر
و در صدای باد بانگ او رهاتر
از میان آب های دور و نزدیک
باز در گوش این ندا ها:
«آی آدم ها...
 

نوشته شده در سه شنبه یکم شهریور 1390ساعت 21:50 توسط شیوا سپهري|

امشب، چشم‏هایم را پنهان می‏کنم تا خواب، راه دیدگانم را نیابد.
امشب، نزولی بزرگ را به تماشا می‏نشینم؛ با صد هزار فرشته بر دستانشان حریر.
خواب، امشب در چشمان حیرت‏زدگان از تماشای آن همه نور می‏شکند.
آمدگان بی‏درنگ، از آسمان و روندگان نورانی به آسمان، در تدارک کدامین واقعه باشکوه، چنین فرمانبرداران بی‏چون و چرای خالق این شبند!
چه آشوبی در آسمان است و تو نمی‏دانی.
باد، مأمور است تا رایحه باد صبا را برافشاند و اشک، بر آن است تا آتشی فرو نشاند.
امشب، امید، طرح بازار دل شکستگان است و از فزونی نور، راه‏های نهفته آسمان هویداست.
نویسندگان آسمان، قلم به دست، در تدارک بر چیدن سیاهی‏ها از نامه‏های شب بیداران امیدوار و اشک ریزان شب زنده دارند؛ زنهار، دل به او بسپار، ای شب زنده دار، تا سیاهی نماند.
مردی در خلسه نور و نماز، محو حضرت پروردگار است؛ «انا انزلناه فی لیله القدر»؛
محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم لوح زرین بهترین کلمات عالم را در حال نزولی بی‏مانند، نظاره‏گر است و قلب پیامبر، جایگاه ابدی کلام آمده از آسمان.
خداوند، امشب، داستان بی‏نظیر خلقت را بر پیامبرش می‏خواند و سرود گوش نواز عبودیت و بشارت، از آبشارهای آسمان سرازیر است.
من، هزار شبانه بیدار، نگاهم، نیمی آسمان، نیمی به اشک و دستان خالی‏ام رو به بی‏کران آسمان، بر رازهای مگوی عالم گوش سپرده‏ام.
ذره ذره عالم، اکنون، قدردان لحظه باشکوه نزول است و چه بر خود می‏بالد از تماس نور کلام خدا بر وسعت خاکی‏اش!
امشب خاک زمینی و هوای این جهان، گران قدرترین لحظات بودنشان را سپری می‏کند؛ چرا که عظمت کلام خود را در خود احساس کرده‏اند.
شب قدر، مرا به بیداری می‏خواند و زمزمه؛ زمزمه‏های عاشقانه با معبود. پس قدر باید شناخت دروازه‏های گشوده آسمان را در شب قدر و غوطه‏ور باید شد در نور تابان آسمان و نفس باید کشید در نزول آیات مقدس.
سلام بر شب مقدس قدر!
پ ن1:شعر از حبیب مقیمی


پ.ن2: التماس دعا

نوشته شده در جمعه بیست و هشتم مرداد 1390ساعت 21:46 توسط شیوا سپهري| |

در ظاهر امر، او کارگري بناست که در دوران قبل از انقلاب رنج و شکنجه بسياري را در راه اسلام تحمل مي کند و در دوران بعد از انقلاب هم که زمينه براي رشد او مهيا ميشود، چنان لياقتي از خود نشان مي دهد که زبانزد همگان مي گردد و نامش حتي به محافل خبري استکبار جهاني نيز کشيده مي شود و سردمداران کفر براي سر او جايزه تعيين مي کنند. اما در باطن امر او را  با فاطمه ناکام برونسي و راز آن شب عاکف شناختند. بعدها از زبان همسرش –معصومه سبکخيز- او را شناختند و چندي پيش بار دگر يادش تداعي گر لحظه هاي مقدس و ماندني شد. اينکه دوران حيات و مماتش قرين عنايت بانو فاطمه زهرا سلام الله بوده، حکايت از ارادت خاص و مکاشفاتي دارد که ايشان داشته.

برخيز و بخوان سرود پيروزي خون

هنگام بهار و فصل نوروزي خون

با رويش لاله هاي خونين بنگر

بر دامن سبز دشت، گلروزي خون


نوشته شده در یکشنبه هجدهم اردیبهشت 1390ساعت 23:26 توسط شیوا سپهري| |

امام علی (ع)لو سکت الجاهل ما اختلف الناس(اگر نادان خاموشی میگزید مردم دچار اختلاف نمیشدند)


احزاب و گروههای سیاسی به عنوان بخشی از بدنه ی اصلی جامعه جایگاه مهمی در حفظ  وحدت و انسجام جامعه دارند اینان با پرهیز از موضع گیری و اضهارات تشنج زا میتوانند از ایجاد و چند دستگی جلوگیری کرده و جامعه را از وجود هرگونه فتنه ایمن سازند یکی از عواملی که وحدت ملی را تامین میکند این است که ان کسانی که سخنانشان در میان مردم حوزه تاثیری دارد یا مسولند یا چهره ی موجه دینی اند چهره ی روحانی اند و با اینکه چهره ی سیاسی اند در اظهارات و عملکرد های خود کاری نکنند که یک گروه و جناح از مردم دلهایشان نسبت به دیگران چرکین شود فتنه انگیزی نکنند گروههای مختلف جناح های مختلف سیاست ها و جهت گیری های مختلف در مقابله با دشمن باید با هم باشند و کاری نکنند که دشمن سواستفاده کند اختلاف سیاسی مانعی ندارد اختلاف نطر مانعی ندارد مبارزات انتخاباتی به شکل سالم مانعی ندارد اما خراب کردن یکدیگر خراب کردن چهره ی کشور خراب کردن ذهن مردم و جهره ی مسولین دلسوز اشکال دارد گروهها و جریان های سیاسی با هم کنار بیایند و باهم کار کنند بدبینی تهمت اهانت به یکدیگر و قهر از یکدیگر نداشته باشند اگر اختلافاتشان فقط اختلافات عاطفی نیست خیلی خوب در دایره آن اختلافات باهم رقابت کنند حرفی نیست اما این رقابت ها را به خصومت به دشمنی و به کینه ورزی در مقابل هم نکشانند الان بر ماست که دست از اختلافات جزئی و شخصی برداریم بنابراین الان همه ی ما موظفیم که از آن چیزهایی که مربوط به شخصیت خودمان است یک قدری صرف نظر کنیم باید فکر این مطلب باشید که اگر انتقاد هست باید بطور ملایم و به طور دلسوزانه مطرح شود نه به طور ضربه زدن رسول اکرم (ص)فرمودند آیا شما را به چیزی با فضیلت تر از روزه و نماز و صدقه آگاه کنم؟آن چیز اصلاح میان مردم است زیرا تیره شدن رابطه میان مردم مهلک و دین برانداز است امروز ما مکلف هستیم در هر لباس و هر شغلی که هستیم از اختلاف کلمه احتراز و به وحدت اسلامی که پیوسته مورد سفارش کتاب و سنت است گرایش نموده و کلمه حق را علیا و کلمه باطل را سفلی قرار دهیم شما بدانید که اگر ما دست به دست هم ندهیم همه مان با هم نباشیم زمینمان خواهند زد مجلس را زمین میزنند دولت را زمین میزنند روحانیت را از بین میبرند همه زمین میخورند پس عقل اقتضا میکند که مالان مشکلات را تحمل کنیم مردم مشکلات را تحمل کنندحفظ وحدت را اصل قرار دهیم و اگر تکلیف شرعی ای هم احساس کردیم ولی دیدیم عمل به این تکلیف ممکن است مقداری تشنج به وجود آورد و وحدت را از بین ببرد قطعا انجام آنچه که تصر میکردیم تلکیف شرعی است حرام است و حفظ وحدت واجب خواهد بود.به فرموده ی مقام معظم رهبری باید با جرم به هرشکلی مقابله کرد این غلط است که اگر مجرم به یک مجموعه سیاسی وابسته است باید در مقابل او کوتاه آمرد آن هم با این دلیل غیر محکمه پسند که اگر مجرمیت او مورد تاکید قوه قضاییه قرار گیرد جنجال خواهد شد قوه ی قضاییه به معنای حقیقی کلمه باید ملجاء و پناهگاهی باشد برای کسانی که در جامعه به ان ها ظلم میشود با ظلم هر کسی در هر حدی و در هر مرتبه ای برخورد کنید آن ظالم هر که باشد در هر مرتبه ای از رتب و هر درجه ای که از درجات قرار داشته باشد با ظالم باید برخورد شودو چه خوش گفت خمینی کبیر :ضرر آخوندهای جیره خوار و ملی گرایان بی خبر از اسلام و مصالح مسلمین از ضرر جهانخواران کمتر نیست.


منابع:وحدت از دیدگاه امام خمینی صفحه ی 39و 36و 366

صحیفه امام خمینی جلد 13 صفحه 481

کنز العمال جلد 3

صحیفه امام خمینی جلد 19 صفحه  236

به همراه سخنانی از مقام معظم رهبری

نوشته شده در شنبه هفتم اسفند 1389ساعت 21:9 توسط شیوا سپهري| |

همین الان هم هزاران نفر داد می زنند ولی به دلیل اینکه معروف نیستند کسی حرفشان را گوش نمی کند،زمان بنی صدر هم ما می گفتیم ولی کسی حرفمان را گوش نمی کرد.الان هم من صلاح نمیدانم طرح کردن افرادی را که معتقدم این سیستم فکری را در جامعه پیاده میکنند و الا اگر صلاح بدانم هیچوقت تابع جو نمی شوم.همانطور که آن زمان افرادی با شیوه فکری ما مخالف  بودند و همه می گفتند که این مطالب را نباید بگویی،معتقد بودم که درست است و گفتم و مراحل بعدش را هم ادامه دادم.همین الان افرادی برای بعضی وزراتخانه ها کاندیدا هستند که به اعتقاد من خط فکریشان درست نیست.ولی متاسفانه نمی توانم کاری کنم.فقط می توانم به اندازه یک رای مخالف به آنها بدهم.کار دیگری نمی توانم بکنم.یکی از نمونه هایش را که می توانم به شما می گویم و آن هم آقای موسوی است.سر دبیر روزنامه جمهوری اسلامی،اعتقادم بر این است که خط فکری او،خط فکری جنبش مسلمانان مبارز و پیمان است.البته نمی خواهم بگویم عضو آن سازمان است ولی خط فکریش همان است و اگر رجوع بکنید به روزنامه میبینید که در خیلی از جاها این خط مشی را طی میکند.اینها را من از دید حزب نمیبینم.بلکه من اینها را فقط از پایگاه ایشان میبینم.والا هیچکدام از اینها را نه به حساب حزب می گذارم و نه به حساب سران حزب می گذارم و نه به عنوان نیروی مخلص و معتقد و مومنی که درون  حزب هستند..بلکه شخصا به حساب خود ایشان می گذارم و اگر در اینجا می گویم به این دلیل است که مکرر در جلسات حزب گفتم و ضبط هم شده و اگر نوارش را از بین نبرده باشند،دارند.موضع گیری های وزنامه در بعضی از موارد،کم و بیش موضع گیری روزنامه امت است.به عنوان مثال برای مصدق مطلب چاپ میکند،اما حتی یک خط،خوب دقت کنید،حتی یک خط در مورد آیت الله کاشانی نمی نویسد.بروید روزنامه های آن زمان را ببینید.اگر شما یک خط در روزنامه،قبل از سالگرد آیت الله کاشانی و بعد از سالگرد آیت الله کاشانی آوردید من اسمم را عوض میکنم.بعد از اینکه آقای فلسفی در نماز جمعه علیه مصدق صحبت کرد،مقاله علیه آقای فلسفی را کدام روزنامه نوشت؟سرمقاله ای نوشت به اسم خیابان مصدق و شدیدا آن را کوبید به این بهانه که اختلاف انگیز است.یک شب که من در حزب صحبت کردم و این موارد را گفتم،بعد از من آقای موسوی آمد و از خودش دفاع کند.گفت:ما اینها را نمی پذیریم به دلیل اینکه ما نمیخواهیم شیوه های آناکرونیستیکی را در ایران دوباره ایجاد کنیم.البته لفظ را اشتباه به کار می برد،ولی من آن برداشتی را که او از این لغت داشت حالا می گویم و الا معنایش این نیست.برداشتش این بود که شیوه های آناکرونیستیکی یعنی اینکه ما یک چیزی را که در تاریخ اتفاق افتاده مجددا بیایم تطبیق کنیم بر تاریخ فعلی.مثلا اگر یک کاشانی و مصدق آن زمان بوده،حالا بیایم الان هم یک مصدق و کاشانی طراحی کنیم.برداشتش از این لغت این بود.اخیرا که امام در مورد مصدق این صحبت ها را کرد و گفت که او هم مُسلِم نبود و اینها تفاله های او هستند و حتی امام در صحبت دیروزش می گوید اینها مثل مصدق می خواهند رفراندوم انجام دهند و این اندازه مصدق را می کوبد و آن تجلیل را از آت الله کاشانی می کند،برای آقای موسوی پیغام فرستادم که بر خلاف آن دیدی که شما داشتید،امام هم مثل اینکه آناکرونیستیکی فکر میکند.البته ایشان سابقه های قبلی هم در گروهای منفی داشته است.از جمله بودنش در روه نخشب به همراه پیمان.پیمان،سامی و او هم  در باند نخشب بودند.پیمان گروه جنبش مسلمانان مبارز را درست کرد.سامی گروه جاما را درست کرد و ایشان هم به ظاهر می گوید من مستقل هستم،ولی در واقع همان شیوه فکری را دارد و به اعتقاد من دقیقا در داخل روزنامه هم همین شیوه فکری را اِعمال کرده است.علاوه بر موضع گیری ایشان من موضع گیری خانمش را هم نمی پسندم،نظر من نیست،نظر اسلام است.یک مشت مزخرفاتی را به هم بافته به اسم اسلام.زهرا رهنورد همان کسی که کتابهایی مثل طلوع زن مسلمان،همگام با یوسف،قیام موسی و هرچه از اینها توانسته به هم بافته است.او هم زیاد سابقه مسلمانی ندارد اماحالا چطور شد که مفسر قرآن شد معلوم نیست.یعنی دنیا معلوم نیست دست کیست؟هرکسی در عرض یکسال مفسر قرآن می شود و کسی هم نیست تا جلوی ما را بگیرد که اینها را از کجا می گویی؟

در همین کتاب«طلوع زن مسلمان»(ر.ک:طلوع زن مسلمان،ص20و25،زهرا رهنورد،نشر محبوبه)جملاتی که مربوط به نهج البلاغه علی(ع) است را به فارسی نوشته،بعد به عنوان تبلیغات ارتجاعیون بر علیه زن،آن ها را کوبیده است.هر کسی هم می خواند متوجه نمی شود که اینها عین متن نهج البلاغه است،می گوید این مرتجعین عجب چیزهای مزخرفی گفتند...خیلی از شماها اینها را میبینید و می گویید وقتی یک زن اینها را نوشته،حتما خیلی خوب نوشته است.مخصوصا اینکه در جاهای مختلف هم به عنوان متفکر اسلامی با او مصاحبه می کنند.در تلویزیون می آید در مسائل زن بحث می کند...اما با این شخصیت ها چه می شود کرد؟وقتی برنامه الان اینطور است که آقای موسوی بشود وزیر امور خارجه، من چه بگویم؟هرچه هم که داد بزنم صدایم به جایی نمی رسد.مجبورم فقط یک رای مخالف بدهم. 

بعد نوشت:

شهید دکتر عبدالحمید دیالمه.متولد سال1333،جوان ترین نماینده دوره اول مجلس شورای اسلامی بود.وی در عین جوان بودن،علی رغم مسن ترین هایی که سوابق درخشان مبارزاتی نداشتند،شاه کلید مبارزات جوانان مشهدی به شمار می رفت .

نوشته شده در شنبه سی ام بهمن 1389ساعت 15:28 توسط شیوا سپهري| |

Design By : Night Melody